اصلاح طلبان فارس: حاميان جنبش سبز

بیش از ۵۰ روز از بازداشت علی نیکویی و علی تارخ ،دو تن از جوانان فعال سیاسی شیراز توسط اداره اطلاعات می گذرد .

این دو به همراه تنی چند از دیگر جوانان شیرازی(سعید آگنجی،پیام جهانگیری،راضیه جعفری و…)درشب عید غدیر( ۱۴ آذر ماه) سال جاری در نقاط مختلف شهر همچون خیابان،محل کار ومنزل بازداشت شدند و پس از تفتیش منازل شان و توقیف تعدادی از وسایل شخصی آن ها همچون کیس کامپیوتر ،لب تاپ،کتاب وجزوه و… به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز معروف به پلاک ۱۰۰ انتقال داده شدند وتا کنون در همان محل نگهداری میشوند.
از جمع بازداشتی های غدیر شیراز تنها علی نیکویی و علی تارخ همچنان در بازداشت به سر می برند و از سرنوشت واتهام آنان اطلاع دقیقی در دست نمی باشد.
لازم به ذکر است قبلا کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران طی بیانیه ای از ادامه روند بازداشت این عزیزان ابراز نگرانی کرده بود.

علی نیکویی

علی نیکویی

عضو سابق شاخه جوانان جبهه مشارکت فارس،سردبیر نشریه شبانه ارگان داخلی شاخه دانشجویان جبهه مشارکت فارس،فعال دانشجویی وسردبیر نشریه دانشجویی هستیا دانشگاه بیرجند و عضو ستاد مهدی کروبی در استان فارس در انتخابات اخیر از جمله فعالیت های علی نیکویی بر شمرده شده است.

علی تارخ

علی تارخ

علی تارخ نیز دارای سوابقی همچون عضویت در شورای شاخه دانشجویان جبهه مشارکت فارس ،مسئولیت شاخه دانشجویان مجاهدین انقلاب اسلامی فارس،فعال دانشجویی دانشگاه آزاد شیراز ودبیر ستاد پویش موج سوم مهندس موسوی در انتخابات اخیر می باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

طی هفته های اخیر و در حالی که به سی و یکمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران نزدیک می شویم شاهد برگزاری دادگاه های مدیران، چهره های برجسته انقلاب، فعالان سیاسی و مطبوعاتی کشور هستیم. بهترین و صادق ترین خدمتگزاران و فرزندان شما که خاطره پایمردی ها و رشادت های آنان در دوران مبارزات قبل و بعد از انقلاب و نیز در جبهه های جنگ تحمیلی در تاریخ این کشور ماندگار خواهد بود، در این روزها به اتهامات واهی و در محاکمات غیر قانونی به حبس های طولانی محکوم می شوند.

نیک به خاطر دارید که در نمایش تلویزیونی چند ماه پیش که اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات دستگیر شدگان اغتشاشات بعد از انتخابات نام گرفته بود، در بیانیه سیاسی دادستان، اتهام این افراد به ارتباط با بیگانه، اقدام به انقلاب مخملی، تلاش برای سقوط نظام و …اعلام شد. امروز پس از ماه ها بازجویی از این چهره های مقاوم و پرافتخار در سلول های انفرادی، در کیفرخواست های علیه ایشان هیچ نشانی از آن اتهامات گزاف نیست، تا آنجا که برای محکومیت های از پیش تعیین شده، ناگزیر به تمسک به اتهاماتی نظیر شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد و اختلال در ترافیک و … شده اند. جالب آن که از یک سو در تبلیغات شبانه روزی و اظهارات کلیشه ای تکراری در صدا و سیما، اعتراضات مردم تا پیش از ۱۶ آذر، از جمله راهپیمایی ۲۵ خرداد را بلااشکال و حق قانونی مردم اعلام می کنند و همزمان افراد به جرم شرکت در این راهپیمایی حداقل به ۵ سال زندان محکوم می شوند.

محکومیت به حبس های طولانی به جرم شرکت در یک راهپیمایی که طبق قانون اساسی جزو حقوق شهروندی به شمار میرود بیش از هرچیز نشانه سردرگمی سیاسی و وحشت اقتدارگرایان حاکم است. چنین محکومیت های سنگین و ناعادلانه ای در تاریخ قضای کشور سابقه ندارد. در دوران رژیم شاه تا قبل از سال ۵۴ در دادگاه های نظامی شاه حتی شرکت در گروه های برانداز نیز محکومیت هایی به مراتب کمتر از این در پی داشت. امروز در ایران در حالی یک روزنامه نگار منتقد به ده سال زندان و تبعید و محرومیت از حقوق مدنی محکوم می شود که در کشورهای توسعه نایافته و بیگانه با مردمسالاری نظیر کشور یمن، بنا به گزارش صدا و سیمای اقتدارگرایان، اقدام کنندگان به جنگ مسلحانه علیه دولت به ۵ تا ده سال زندان محکوم می شوند.

در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفتن صادق ترین یاران و شریف ترین چهره ای انقلاب و نظام در پشت میله های زندان و برصدر نشستن کسانی که به زحمت می توان سابقه ای برای آنان حتی در سالهای پس از جنگ تحمیلی سراغ گرفت، بهترین دلیل بر انحراف عظیمی است که از مسیر آرمان های بلند انقلاب صورت گرفته و ظلم آشکاری است که به انقلاب اسلامی رفته است. و مگر واقعیت غیر از این است؟ سی و یک سال پیش ملت بزرگ ایران برای رهایی از خودکامگی و استقرار جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی قیام کرد.

امروز هفته ای نیست که نشریه ای توقیف نشود، دهها نشریه به خاطر درج پیش پا افتاده ترین مطالب اخطار نگیرند و به خاطر عدم رعایت اولویت در انعکاس اخبار و یا حتی به علت انعکاس خبر خبرگزاری رسمی کشور تهدید نشوند، امروز سانسور و تحدید آزادی بیان به حدی رسیده است که به مطبوعات دستور داده می شود چه مطلبی بنویسند و چه تیتری بزنند. امروز به هفته ای نیست که چندین فعال سیاسی، فرهنگی، از دانشجو و روزنامه نگار گرفته تا استاد دانشگاه و هنرمند دستگیر نشوند. امروز برنامه های مناظره در صدا و سیما با شرکت وابستگان و متحدان جریان حاکم که بر سر اعدام یا عدم اعدام منتقدان نظام با یکدیگر اختلاف دارند با میان پرده هایی که انبوهی از اتهام ها و ادعاهای دروغ را نثار منتقدان می کند، سقف آزادی سیاسی و آزادی بیان در کشور را به نمایش می گذارد. و اگر یکی از شرکت کنندگان دلیری کند و سخنی خارج از انتظار بر زبان آورد این آزادی نیز دچار سکته ناقص شده و برای چند شب برنامه مناظره به محاق می رود. به راستی آیا سی و یکسال پیش ملت بزرگ ایران برای رسیدن به چنین نقطه ای انقلاب کرد؟ آیا واقعیات تلخ امروز، حمله به حسینه جماران و بیوت و بستن مساجد متعلق به مراجع عظام و دستگیری فرزندان سران انقلاب و هتک حرمت بیت امام و … تفسیر استقلال آزادی جمهوری اسلامی است؟ آیا تصویر غمباری که امروز ما مشاهده می کنیم، تأویل وعده های روحبخش معمار انقلاب درباره آینده ایران است که حاضر بود برای تحقق آن ها آبرو و جان خود را تقدیم کند؟

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران نسبت به روند پرشتاب انحراف و استحاله که کلیه سطوح قدرت و حاکمیت را در برگرفته است، هشدار می دهد و ضمن محکوم کردن محاکمه غیرقانونی و صدور احکام سنگین علیه منتقدان و معترضان به وضع موجود که بیش از هرچیز ناشی از یک اراده سیاسی است، خواستار آزادی هرچه سریع تر زندانیان سیاسی، توقف روند نامبارک کنونی، باز گشت به قانون و بازگشت به مسیری است که آرمان های راستین انقلاب برای ملت پرافتخار ایران اسلامی رقم زده است.

ملت آزاده و عزادار ایران؛
آنچه در عاشورای حسینی بر این ملک و دیار رفت، مایه نگرانی و آزردگی هر انسان آزاده و مسلمانی بود؛ آنچه از خشونت عریان به چشم دیدیم و آن کشتار بیرحمانه چیزی نبود که بتوان از کنار آن به راحتی گذشت.خشونت برخی نیروهای حافظ امنیت و ارزان شدن جان آدمیزاد بدانجا رسیده است که در ظهر عاشورا در جمهوری اسلامی ایران با خودرو انتظامی ، مردم زیر گرفته می شوند و از بلندی پرتاب می گردند و سینه آنها را هدف گلوله قرار می دهند؛ لابد به آن دلیل که از رای خود پرسیده و صدایی برای حق خواهی بوده اند. و با این حال زبان ها را بسته می خواهند تا صدای دلخراش این جنایت به گوش ها نرسد. گویی که خدا ناظر بر این رفتارها نبوده است و آنچه بر عزاداران حسینی رفته را ندیده است. و گیریم که همگان را با ارعاب و تهدید به سکوت وادارند اما با فیلمها و تصاویری که جان دادن شیعیان حسینی در روز عاشورا را به تصویر می کشد و تصویری که به نام جمهوری اسلامی برای آیندگان به یادگار خواهد ماند چه می توان کرد؟ به راستی که بر این ماتم باید گریست.

حوادث بازداشتگاهها و ماجرای کهریزک و خشونت به زنان و دستگیری های فله ای و دادگاههای فرمایشی و ارعاب تئوریزه شده کم بود که دست آقایان به خون مردم در روز عاشورای حسینی نیز آغشته شد. طنز ماجرا اما آنجاست که طلبکار هم می شوند. دست پیش می گیرند مبادا که پس بیافتند. شب عاشورا به حسینیه جماران یورش می برند و با این حال از شکسته شدن حرمت امام و عاشورا نیز سخن می گویند. با چاقو و قمه به جان مردم در تهران و مشهد می افتند و بعد حکم محاربه برای دیگران صادر می کنند. مواجب بگیران را به جان مردم می اندازند و مردم را فریب خورده و مزدور اجنبی می خوانند. منتقدان خود را منافق می نامند و کسی را روانه زندان می کنند که پدرش شهید مظلوم آیت اله بهشتی، قربانی منافقین بوده است. او را بازداشت می کنند آن هم در دانشگاه و در سر کلاس درس. البته آقایان حرمتی نیز برای دانشجو و دانشگاه باقی نگداشته اند و دانشگاه را پادگان کرده اند. دیدیم که چگونه در شانزدهم آذر ماه به دانشگاه قشون کشی کردند و دانشجویان را روانه زندان ساختند.

مردم ایران چه شیعه و چه سنی همواره احترامی خاص برای اهل بیت و مراسم مذهبی در ایران قائل بوده و هستند. آنچنانکه مسیحیان نیز در عاشورای حسینی نذر و نیاز خود را ادا می کنند و بی حرمتی به عاشورا در مملکت ما امری بی سابقه بوده است. البته شکستن حرمت عاشورا اگر از کسی سرزده باشد نیز محکوم است و پرواضح است که ارتکاب چنین اتهامی باید در دادگاه صالح رسیدگی و مطابق قوانین کشور مرتکبین مجازات گردند اما آقایان به عینه حرمت عاشورا را شکسته اند و با این حال مردمی چنین نجیب را به شکستن حرمت عاشورا متهم می کنند؛ انگار ندیده اند که شهیدان ما در عاشورای امسال لباس سیاه بر تن داشتند. گناهی را با گناه دیگر می شویند و یک دروغ را با دروغ دیگر تکمیل می کنند. گویا برای هدفی مقدس می توان دروغ را بر دروغ انباشت. آقایان از اندیشه ماکیاولی تنها همان جمله را خوب آموخته اند که هدف وسیله را توجیه می کند. دروغ می گویند اما تا به کی؟

همه اینها را انجام می دهند و جالب است که آنقدر احساس ترس و تنهایی می کنند که علما و چهره ها را در تنگنا قرار می دهند تا بیایند و با مظالم شان همراه شوند. امامان جمعه را بسیج می کنند تا در حرکتی هماهنگ به میدان بیایند و منتقد معترض را محارب بخوانند و راه را برای یک سناریوی از پیش طراحی شده دیگر بگشایند. معنای همه چیز وارونه شده بود که محارب نیز بر آن افزوده شد. نمی دانستیم که طلب کردن رای خود و اعتراض به دزدی سیاسی نیز از نگاه آقایان مساوی با محاربه و مصداق مفسد فی الارض است. تقسیم مردم به شهروند درجه یک و دو و خس و خاشاک کم بود که مردم را بزغاله و گوساله نیز نامیدند. مرحبا به این جسارت و بی پروایی!

خدایا تو شاهد باش که برای چهار روز حکومت چه آبرویی از اسلام و انقلاب بردند و چه ارزان موجبات تنفر مردم از روحانیت را فراهم کردند. خدایا تو شاهد باش که چگونه یک جدال سیاسی را به یک جنگ مذهبی تبدیل کردند تا بتوانند به نام دین، حق خواهی سیاسی مردم را سرکوب کنند. کار ما بدانجا رسیده است که یک گروه سیاسی به نام جامعه مدرسین اطلاعیه می دهد و یک مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی یوسف صانعی را از مرجعیت سلب می کند. جامعه مدرسین فعلی گویا تصور می کند از همان جایگاهی رفیعی برخوردار است که جامعه مدرسین پیش از انقلاب و در ابتدای انقلاب برخوردار بود. برخی از اعضای تازه به دوران رسیده جامعه مدرسین در غیاب اساتید گرانقدر بر این خیال خام‌اند که یک مرجع را با یک اطلاعیه می توان از مرجعیت به در کرد. در حکومت اسلامی به مسجد و منزل و مدرسه عالم مجاهد آیت الله علی محمد دستغیب به خاطر اظهار نظری حمله ور میشوند و مردم را با توسل به زور از مسجد بیرون و خانه خدا را پلمپ می کنند. به نام مذهب، حکومت می کنند و با این حال چنین آبرو از مذهب می برند.

در این آشفته بازار اگر چهره ای همچون جناب آقای میرحسین موسوی نیز نجیبانه پیشنهادهایی را برای عبور از بحران پیشنهاد می کند پاسخ او هتاکی و توهین هایی است که از هر سو سرازیر می شود. گویی برخی از دست اندرکاران امور نه تنها تمایلی به آرامش ندارند که نان خود را در تنور بحران و آشوب و سرکوب می بینند و راه توفیق خود در قدرت را صرفا با وجود چنین شرایطی گشوده می یابند و بحران را با بحرانی دیگر پیوند می زنند. حال آنکه خروج از بحران در گرو اجرای کلیه اصول قانون اساسی است ؛ امری که شرط اساسی آن استقلال قوه قضائیه و اجتناب از سیاست در امر قضاوت است؛ همچنان که امام بزرگوار نیز فرمودند “قوه قضائیه قوه ای است مستقل و هیچ مقامی حق دخالت در آن را ندارد” و “قضات نیز نباید گوش به هیچ کس بدهند”. ما کجا و توصیه حضرت امام کجا!

آری، عده ای بر این گمان اند که با بستن تمام روزنه های اصلاح و دربند کردن تمام اصلاح طلبان، چراغ اصلاح طلبی خاموش خواهد شد و پرچم مبارزه با دروغ و فریب بر زمین خواهد افتاد. من اما شهادت می دهم که ارعابها و تهدیدهای روزافزون، نه تنها مرا در پیمودن مسیری که در پیش گرفته ام سست تر نکرده که راسخ تر کرده است و به واسطه ایمانی که به راه خویش دارم خود و فرزندانم را آماده هر گونه مصیبتی نیز ساخته ام.

به نظر اینجانب خروج از بحران دامنگیر فعلی توجه به موارد ذیل خواهد بود:
۱- اعتراف و توبه ظالمان و بخشش مردم: آنانی که مسبب مظالم عاشورای حسینی و حوادث پس از انتخابات بوده اند باید توبه کنند نه آنهایی که برای احقاق رای خود شهید داده اند. آنهایی باید توبه کنند که چوب حراج بر ثروت ملی کشور زده اند و از کیسه مردم حاتم بخشی کرده اند و مردم را در فقر و تنگدستی رها کرده اند. آنهایی باید توبه کنند که افراد بی صلاحیت را تایید صلاحیت کردند و افراد واجد صلاحیت را رد و مردم را از حق انتخاب کردن محروم ساختند و برای تغییر رای مردم جواز صادر کردند و اعتراض مردم را با گلوله سرکوب نمودند. آنهایی باید توبه کنند که دانشجویان را از تحصیل محروم کردند و بی دانشان را بر صدر نشاندند. توبه ظالمان اولین راه بازگشت آرامش به کشور و تسکین دل های داغدیده است. مردم ایران اهل زیاده خواهی نیستند. توبه کنندگان را که به گناه خود اعتراف کنند خواهند بخشید اگرچه ظلم آنها را فراموش نخواهند کرد. نه کسی به دنبال انتقام است و نه انتقام گیری درمانی بر ظلمهای رفته بر مردم خواهد بود.

۲- انحرافی که از انقلاب ایران صورت گرفته باید اصلاح شود. انقلاب را بی شک صاحبان قدرت منحرف کرده اند و نمی توان بار این انحراف را بر دوش مردم گذاشت. اصلاح این انحراف نیز تنها در گرو اجرای قانون اساسی و کنوانسیون های بین المللی است که ما آنها را امضا کرده و به اجرای آنها متعهدیم. آزادی مطبوعات و به رسمیت شناختن فضای نقد و نقادی، آزادی زندانیان سیاسی و حاکمیت حقوق ملت حرکت در مسیر اصلاحی است. نمی توان افراد را به صورت فله ای بازداشت و محاکمه کرد و بدون وکیل و هیات منصفه و به صورت غیرعلنی و در فضایی امنیتی و بدون رعایت اصول آیین دادرسی هر اتهامی را بر آنها بار کرد و با این حال دم از انقلاب و جمهوریت و اسلامیت نیز زد. انقلاب ما به انحراف رفته است و این انحراف تنها با به رسمیت شناختن آزادیهای مصرح در قانون اساسی اصلاح خواهد شد.

۳- پرهیز از خشونت: احیای آزادی ها و مبارزه با استبداد را تنها با ابزار اصلاحات می توان پیش برد. ما معتقد به اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی متکی بر آرای ۹۸ درصدی هستیم نه جمهوری اسلامی ای که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. بر این اساس ما معتقد به اصلاحات و مبارزه غیر خشونت آمیز برای بازگرداندن قطار انقلاب به ریلی هستیم که از آن خارج شده است. برای پیش برد مبارزه ای مسالمت آمیز نباید به دامان خشونت افتاد. اگرچه من اطمینان دارم که برخی از دست اندرکاران امور از افزایش خشونت استقبال می کنند چه آنکه آنها تنها در فضایی آکنده از خشونت است که می توانند راه را برای سرکوب بگشایند. از اینرو پرهیز از خشونت اصلی اساسی در حق خواهی اصلاح طلبانه ما بوده است و خواهد بود.

۴- ریشه یابی و علت یابی حوادث اخیر: دستگاههای امنیتی بهتر است که به جای پروژه های نخ نما شده و اعتراف گیری های بی حاصل به دنبال ریشه یابی اتفاقات باشند. به فرض که مردم معترض رفتاری تندتر از انتظار نیز در روز عاشورا از خود نشان داده باشند باید به سراغ علت ها رفت نه نتیجه. کلام خداست که ” فریاد توام با تندی را دوست ندارد مگر آنکه فریاد مظلوم باشد”. اگر خشونتی از سوی برخی از مردم سرزده است باید دید که چه برخوردی با آن جمعیت میلیونی در بیست و پنجم خرداد که تنها شعارشان سکوت بود صورت گرفت که آنها چنین تغییر مشی داده اند؟ آیا اگر خشونتی از سوی برخی معترضین صورت گرفته باشد نتیجه خشونت برهنه و ظلمی نیست که بر آنها روا شده است؟ دستگاههای امنیتی به جای آنکه در توجیه حوادث و سناریوی ذهنی خود بر دایره بازداشت ها بیافزایند بهتر آن است که ریشه این مظالم و خشونت ها را شناسایی کنند؛ که از دیدگاه اینجانب ریشه این اتفاقات و مظالم و عصبانیت مردم نیز به انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ بر می گردد؛ انتخاباتی که نقطه آغازی در نادیده گرفتن رای و حق مردم بود.

۵- من مهدی کروبی آمادگی خود را برای مناظره با هر نماینده ای از سوی حکومت اعلام می کنم تا مشخص شود که این انقلاب را چه کسانی به انحراف بردند و مسئول مظالم رفته بر مردم چه افراد و گروه هایی هستند. ما را منافق و فتنه جوی و وابسته به دولتهای غاصب وسلطه جو خوانده اند. شیوه ما البته این نیست که مخالف خود را منافق و ضدانقلاب و برگشته از اسلام بخوانیم. اما تنها یک مناظره واقعی که مردم نظاره گر مستقیم آن باشند روشن خواهد ساخت چه کسی با حق است و چه کسی بر حق؛ چه کسانی از منافع ملی، عزت و سربلندی مردم بزرگ ایران و آرمان های امام فاصله گرفته و چه کسانی هنوز بر آن آرمان ها پایبند هستند. در این میان داوران اصلی مردم خواهند بود و چه داوری بهتر از مردم.

مهدی کروبی
۲۱ دی ماه ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم مسلمان و متدین ایران
وظیفه علمای دین در تلاش برای فهم دین و ابلاغ آن و داشتن دغدغه عمل به احکام شرع و حفظ حقوق مردم از تعرض قدرتمندان مقتضی بوده است که همواره حوزه های علمیه, مراجع و علما در کنار مردم و مورد احترام آنان باشند. تاریخ هزار ساله حوزه نجف و حوزه های مهم ایران نظیر قم, مشهد, تبریز, اصفهان و شیراز گواه زحمت های طاقت فرسایی است که عالمان دین متحمل شده اند تا بتوانند با ترسیم چهره جذاب اسلام نیاز بشر به دین را برآورده سازند. حوزه های علمیه در طول تاریخ تشیع همواره از دو ویژگی پر افتخار آزاداندیشی و استقلال برخوردار بوده اند.
آزاداندیشی آنان باعث شده است که آراء مختلف و برداشت های متفاوت علما از قرآن و سنت محترم و به رسمیت شناخته شود. این ویژگی تاثیر بسزایی در پویایی و پیشرفت آن ها داشته است که انبوه تألیفات ارزشمند حوزویان گواه آن است. استقلال حوزه ها از صاحبان قدرت و ثروت نیز موجب شده است که علوم حوزوی تحت تأثیر قدرت های حاکم قرار نگیرد و مراجع و علما بتوانند آزادانه عملکرد حاکمان و مدیران جامعه اسلامی را ارزیابی و منصفانه نقد کنند و آنان را از پایمال کردن حقوق مردم برحذر دارند. عموم عالمان در تاریخ درخشان تشیع همواره در کنار مردم بوده و در همدردی با آنان با تأیید, سکوت یا اعتراض به حاکمان تلاش کرده اند به برقراری عدالت در جامعه اسلامی کمک کنند.
تاریخ معاصر ایران بیانگر نمونه ای از این وظیفه شناسی روحانیان است که از مشروطه تا کنون بنا به تکلیف الهی-انسانی خود مدیران جامعه را به عمل به احکام شرع و حفظ حقوق مردم توصیه کرده, جلودار مطالبات مشروع سیاسی آنان بوده و در این راه از تحمل محرومیت ها و سختی ها نهراسیده اند. مجاهدت های عالمان مجاهد قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران و خیرخواهی آنان به مردم و مسؤولان نظام و از طرف دیگر زندان ها, تبعیدها و تلاش ها برای ترور شخصیت آنان هنوز در خاطره مردم مسلمان و انقلابی ایران زنده است.
از آن میان, حضرت آیت الله آقای حاج سید علی محمد دستغیب سیدی بزرگوار و روحانی سربلندی است که وارث قرن ها فقاهت و مجاهدت در خاندان محترم دستغیب است. مجاهدت های قبل از انقلاب, حضور فعال در پاسخگویی به مسائل دینی و تألیف کتاب های ارزشمند فقهی برای استفاده عالمان و مجتهدان, تعلیم و تربیت بسیاری از طلاب و فضلا, همدلی با مراجعان و تلاش برای حلّ مشکل آنان و نقش بارز در نصیحت مدیران سیاسی نظام از ایشان چهره ای مممتاز و ماندگار ساخته است.
حمایت مداوم مردم استان فارس از ایشان و انتخاب مکرر ایشان برای مجلس خبرگان نیز نشانه قدرشناسی آنان و احترامی است که برای سیادت و روحانیت قائل اند. جای تأسف است که آنان که تحمل شنیدن صدای مخالف خود را ندارند در ایام محرم و سوگواری سید الشهدا علیه السلام در مقابل این فقیه دلسوز نظام اسلامی ایستادند؛ انسانیت, شریعت و قانون را زیر پا گذاشتند و به حوزه علمیه, مسجد و بیت ایشان حمله کردند. تاریخ, این گونه حمله های بی خردان و انحصارگران به بیوت مجتهدان و عالمان و تلاش برای شکست شخصیت آنان را از یاد نخواهد برد.
اما هیهات که این فشارها توانسته باشد در عزم آزادمردان خللی وارد سازد. اکنون استواری و مظلومیت آیت الله دستغیب بر سر زبان ها و مهرش در قلب های مردم تشنه عدالت و بیزار از سیاست تک صدایی است. همگان در آینده ای نه چندان دور خواهند فهمید که کمالشان در تحمل ناصحان دلسوز و پای بندی به قانون اساسی و شریعت است. و ما ارید الا الاصلاح ما استطعت.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
۱۷/۱۰/۱۳۸۸

پنجشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۸

خواسته های بهینه جنبش سبز از زبان پنج تن از روشنفکران دینی

ارسال شده توسط : ali در دسته : بیانیه ها

شش ماه پیش میلیون ها نفراز مردم ایران به خیابان ها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم در فضای عمومی جلوگیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرفی کنند.
تمامیت طلبان تصور می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد وجنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت.

درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیراز حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون “رهبر معنوی جنبش” درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی ظلم زمانه را نشانه گرفت.

استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای تحت فرمان کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد.

پوشیده نیست که بخشهای ا فراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و خشونت متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و”روز واقعه “را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز تقلیل دهند .

عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان “توطئه دشمن” که ولیّ جائر در طول ۲۰ سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند.

کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران، موج گسترده ای از خشونت را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.

افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب، تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.

خشم وخشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند. زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.

جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد.

این جنبش به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است ، باید برتری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مردم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جایگزین خشونت تحمیل شده از سوی سرکوبگران کند.

هموطنان گرامی،

جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضد خشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است.

ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مردم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهمترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حد اقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:

۱- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.

۲- آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیر تحمیلی؛ و جبران خسارات وارده به قربانیان سرکوب های اخیر و خانواده ی آنان.

۳- آزادی کلیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانالهای تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دسترسی آسان به رسانه های فوق الذکر، تصفیه رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنج آفرینان.

۴- به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجوئی و زنان،NGO ها و نهادهای مدنی، اتحادیه های مستقل کارگران و کارمندان، و حق تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی.

۵- استقلال دانشگاهها، سپردن امور دانشگاهها به شیوه دموکراتیک به دست دانشگاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانشگاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.

۶٫محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته بویژه چند ماه اخیر.

۷٫استقلال قوه قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال دادگاههای ویژه غیرقانونی، تصفیه قوه قضائیه از قضات ناعادل و گوش بفرمان، برحذرداشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات مافوق (دادگاههای فرمایشی) بجای اجرای بیطرفانه و عادلانه قانون.

۸٫ خروج نیروهای نظامی انتظامی امنیتی از قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ، و اکتفا به وظایف حرفه ای.
۹٫ رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نمازهای جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الارض، مرتد و باغی).

۱۰٫ انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان.

نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با “صاحب ولایت مطلقه” است.

سیزدهم دی ماه ۱۳۸۸، سوم ژانویه ۲۰۱۰
عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، اکبر گنجی، سید عطاء الله مهاجرانی

بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه تحلیلی شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب فارس
پیرامون شرایط خطیر فعلی میهن اسلامی
ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر

هموطنان گرامی، فارسیان فرهنگ ور و تمدن ساز
عاشورای ۱۳۸۸، در پی وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری بیست و دوم خرداد ، نقطه عطفی است که اگر با گذشت و دلسوزی و با ترجیح منافع ملی و مسئولیت تاریخی یکایک ما بر منافع شخصی و گروهی همراه نشود و اگر با عقلانیت، راهی هوشیارانه و توأم با مشارکت و اقناع ملی توسط نخبگان جامعه مورد اجماع قرار نگیرد ، ظلمتی در راه است که برای عواقب آن نه می توانیم در برابر قاضی وجدان خود را تبرئه کنیم و نه در برابر تاریخ سربلند خواهیم بود و نه آنکه در قیامت توان تحمل سرافکندگی خود را خواهیم داشت.
اینک کشتی مام وطن گرفتار در طوفان خودخواهی های قدرت طلبان و خودخواهان ، هر آن ممکن است بر اثر تصادم با صخره های خشونت کور فروپاشیده شود. آنچه بیش از هر چیز دلهره آور است ، خیابانی شدن سیاست در مشتهای گره کرده خشونت ورزان افراطی است. تمامی رسانه ها از داخلی و خارجی جز بر طبل تشدید خشونت نمی کوبند و جز تحریک توده ها و جوانان رسالتی نمی شناسند و جز صدای” مرگ بر” آوائی شنیده نمی شود. گوئی افراطیون چون دو تیغه یک قیچی کمر بر پاره پاره کردن این میهن عزیز بسته اند که طوفانهای بزرگ تاریخی چون مغولان نتوانستند .
اولین راهبرد ما برای خروج از این بحران فاجعه آمیز نفی خشونت و تبری جستن از آن از سوی هرکس و هر گروهی است . ما از کسانیکه شعار “مرگ بر” می دهند تبری می¬جوئیم و را ه خود را از آنها جدا می¬دانیم. ما پیرو مرامی هستیم که شعارش” زنده باد مخالف من” است.
ما از حاکمیت هم می خواهیم از خشونت و خشونت ورزان تبری جوید و آنان را محکوم نماید. ما از هرکس که به عکس امام جسارت کرد بیزاریم چون امام و انقلاب اسلامیمان را حاصل عمر و خون عزیزانمان می دانیم. ما از کسانیکه به صفوف آرام تظاهرکنندگان و عزاداران امام حسین علیه السلام حمله کردند و آنانکه در روز عاشورا با جنایت پیشگی موجب قتل و ضرب و جرح هموطنانمان از هر گروه شدند تبری می جوئیم و خواستار پیگرد و محاکمه عادلانه آنان هستیم.
ما خواستار معرفی و محاکمه عاملان و آمران جنایتهای کهریزک و دیگر فجایع پس از انتخابات و پایان خودسریهای خشونت ورزانه در بازداشتهای سیاسی هستیم. ما خواستار گفتگوی برابر و آزاد، در برابر چشمان همه مردم از سوی همه گروهها برای حل مشکلات با محوریت شناخت ریشه های خشونت و محو آن هستیم و این جز با آزادی رسانه های داخلی امکان ندارد. ما خواستار آن هستیم که صدای همه مردم ایران از رسانه ملی شنیده شود تا نیازی به رجوع به رسانه های بیگانه نباشد. ما بربریت حمله کنندگان به یک سخنرانی آرام توسط منادیگفتگوی تمدن ها در شب عزای امام حسین علیه السلام و در حسینیه بنیان گذار جمهوری اسلامی را مصداق بارز قانون شکنی افراطیون وگشوده شدن باب ساختار شکنی می دانیم.
از اینها فاجعه آمیزتر حمله چماقداران در منظر مسئولین امنیت شیراز به مسجدی است که در روزهای محرم پذیرای هزاران عزادار حسین علیه السلام بود و شاید هنوز نم فرشهای آن از اشک عزاداران نخشکیده باشد. مسجدی که قریب به هفتصد شهید در جنگ تحمیلی از پایگاه آن به عرش اعلی رفتند و امام جماعت آن بیشترین مقلد ، اعتماد و رجوع را در استان فارس دارد. آیا حرمت شکنی بالاتر از حمله به یک مسجد آنهم چنین مسجدی وجود دارد؟ و تأسف بارتر حمله به خانه شخصی یک مرجع در روز روشن است. چگونه با انجام چنین اقداماتی انتظار داشته باشیم بذر نفرت و خشونت تبدیل به هیولایی ویرانگر نشود؟
ما ضمن دعوت همگان به آرامش و پرهیز از هرگونه خشونت انتظار داریم که حتی نیروهای نظامی و انتظامی نیز حفظ آرامش و جلوگیری از خشونت را وظیفه خود بدانند و نه آنکه خود شروع کننده آن باشند.ما مطمئن هستیم بازداشتهای گسترده روزهای اخیر و بازداشتها و محاکمات چند ماه گذشته نسبت به برجسته ترین و پاک ترین فرزندان انقلاب، جز آبیاری بذرهای خشونت حاصلی ندارد.
دومین راهبرد ما بازگشت به اصول قانون اساسی به عنوان بزرگترین میراث امام راحل (ره) و انقلاب اسلامی و خون شهیدان است. مسلماً قاطبه ایرانیان مسلمانند و در اصول دین راسخ و استوار اما در فروع دین اختلاف نظر و تفاوت در برداشت و استنباط طبیعی و ضروری است. اما قانون اساسی فراتر از برداشتهای ما یک میثاق مورد توافق همگان است و طبعاً همه باید به آن پایبند باشیم نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش.
در قانون اساسی برای مسائل مبتلابه امروز ما راه حلهای روشنی ارائه شده است. فصل سوم قانون اساسی با وضوح بر آزادی اجتماعات و راهپیمائی ها بدون حمل سلاح ، آزادی رسانه ها ، ممنوعیت شکنجه ، ممنوعیت تفتیش عقاید ، اصل برائت ، آزادی احزاب و گروهها ، دادرسی عادلانه و بسیاری موارد دیگر تأکید کرده است.
بند ۸ اصل ۱۱۰ قانون اساسی به صراحت حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست را از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام بر عهده رهبری گذاشته است.
اصل ۱۶۸ قانون اساسی محاکمات سیاسی و مطبوعاتی را تنها با حضور هیئت منصفه و به شکل علنی مجاز دانسته است. اگر به قانون اساسی به عنوان یک مجموعه مرتبط با هم و بدون گزینش نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش رجوع کنیم برای همه مسائل امروز راه حل مرضی الطرفین وجود دارد.
امروز قاطبه مردم ایران که خواستار معنویت اسلامی ، آزادی و پیشرفت در سایه صلح و امینت هستند ، خشونت نمی خواهند. مردم ما متوجه وضعیت بحرانی اقتصاد کشور هستند ، خروج سرمایه اعم از مغزها ومنابع مادی فاجعه آمیز شده است. سرمایه گذاری به حداقل ممکن کاهش یافته و هر روز یک مرکز اقتصادی تعطیل می شود. بسیاری ماهها حقوق نگرفته اند . تورم و رکود بیدار می کند و کشور به لحاظ اقتصادی به مرز فاجعه نزدیک شده است.این فاجعه ویرانگر تنها با سد مستحکم وحدت و انسجام ملی قابل جلوگیری است.
اگر هرچه زودتر برای امنیت و وفاق ملی کاری نکنیم، چنان دیر خواهد شد که دیگر راه حلی وجود نخواهد داشت. پیشنهاد مشخص ما حضور تمامی رهبران مورد وثوق گروههای مختلف اجتماعی در رسانه ملی و نفی هرگونه خشونت و تأکید بر اجرای همه اصول قانون اساسی است.
خدایا تو میدانی که در انشای این بیانیه جز رضای تو و اصلاح بین شیعیانت نیتی نداشتیم و اگر گوش شنوایی باشد پاداش خود را گرفته ایم و اگر به همین خیرخواهی هم متهم به گناهی دیگر شویم می دانیم که تو احکم الحاکمینی و در محشر روسپید خواهیم بود.

و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب استان فارس

سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸

هتک حرمت بی سابقه بیت آیت الله دستغیب در شیراز

ارسال شده توسط : ali در دسته : اخبار استان فارس

بعد از اهانت و فحاشی به مرجع عالی قدرحضرت آیت الله دستغیب در شیراز امروز روز بی حرمتی به مسجد قُبا و حوزه علمیه این مرجع بزرگوار بود.امروز تعدادزیادی از جیره خواران و ایادی مزدور کودتاچی به دفتر آیت الله صانعی در شیرازحمله کرده و تابلو این دفتر را منهدم و بعد از آن با فحاشی به این مرجع هویت واقعی خویش را نشان دادند و در ادامه به مسجد قُبا و حوزه علمیه آیت الله دستغیب حمله کرده و قصد آتش زدن این مسجد و حوزه علمیه را داشتند که با ممانعت نیروی انتظامی روبرو گشتند و تعدادی افراد معلوم الحال روبروی درب این حوزه علمیه تجمع نموده و به فحاشی و تهدید طلبه های این حوزه اقدام میکنند.
آری مظلومیت علمای بیداری چون آیت الله دستغیب و صانعی را در ایام محرم شاهد بودیم و بدین وسیله ضمن ابراز انزجار از این عمل وقیحانه، هتک حرمت بیت این عالم ربانی را به عموم برادران و خواهران جنبش سبز تسلیت میگوییم.

سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸

بیانیه جبهه مشارکت در تحلیل رخداد روز عاشورا

ارسال شده توسط : ali در دسته : بیانیه ها

جنبش سبز اعتراضی مردم ایران به کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد با درس آموزی از قیام اصلاح طلبانه امام حسین(ع) برآن بودند تا با پیروی از آن امام همام و سرور و سالار شهیدان و آزادگان عالم و درادامه شش ماه مقاومت مدنی باردیگر در پاسداشت قیام کربلا صدای اعتراض خود را به گوش حاکمان برسانند اما این بار نیز نه تنها صدای اعتراض مسالمت آمیز و مدنی آنها شنیده نشد بلکه با حمله و هجوم نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصی به مردم بیدفاع خیابانهای مرکزی تهران به صحنه هایی از خشونت ورزی آنهم در ماه حرام و روز عاشورا تبدیل و عده ای از مردم شهید و مجروع شدند . دستگیریهای گسترده و کور بعدی نیز دلیل عمق یابی جنبش سبز و خارج شدن کنترل اوضاع از دست کودتاچیان است و میخواهند به طرفداران روحیه باخته خود روحیه بدهند و البته این حربه دیگر کارگر نیست و… براستی با توجه به مجموعه شرایطی که کشورمان به لحاظ جهانی و داخلی در آن بسر می برد آیا رخداد چنین وقایعی چقدر می تواند تامین کننده امنیت ملی و ثبات سیاسی کشور باشد؟ براستی اگر حاکمیتی باتدبیر و عاقل بر سر کار بود نمی بایست پس از این مدت با شنیدن صدای اعتراض و حضور فعال از عقلای قوم ودلسوزان ملت می خواست به چاره جویی این بحرانی که روز به روز تشدید می شود و برای همه مضر است بپردازند ؟ ونه اینکه زمام اموراداره این بحران را به دست کسانی بسپارد که جز زور و اسلحه و خشونت و زدن و بستن و گرفتن زبانی دیگر یاد نگرفته اند.اگر حکومت با تدبیری بر سر کار بود به جای ضرب و شتم مردم و دستگیری بی گناهان دستور می داد تا نظامیان به پادگانها بر گردند و دست خونین ناقضان حقوق ملت را از جان و مال و ناموس مردم کوتاه می کرد و به جای آزادیخواهان و حق طلبان کسانی را به زندان می انداخت که در کشتار مردم و شکنجه و تجاوز به زندانیان و شکستن حرمت دین و روحانیت و مشوه کردن چهره نظام در جهان نقش داشته اند. و همین اینان هستند که هر روز برای توجیه کارهای تندروانه خود سناریوهایی را طراحی و اجرا می کنند از قبیل پاره کردن عکس امام خمینی تا با تحریک احساسات مذهبی عده ای مردم را به رویارویی با یگدیگر بکشانند و روز به روز بر دامنه بحران و سرکوب بیافزایند و در همین روز دیده شده است که لباس شخصیها برای معرکه گیری بعدی قران پاره کردند ، به تابلو عکس امام جسارت کردند و علمهای عزاداری را میشکستند تا با تبلیغات بعدی اذهان بیخبران راباز هم مشوش کنند و اینکه سبزها حرمت عاشورا را و…نگه نداشتند در حالیکه آنهایی حرمت عاشورا را نگه نداشتند که مردم را مورد حمله و هجوم قراددند و کشتند و مضروب کردند و… جبهه مشارکت ایران اسلامی با محکوم کردن حمله و هجوم به مردم بی دفاع و مظلوم در روز عاشورا و تسلیت به بازماندگان شهیدان اینروز براین باور است که مجموعه حوادث رخداده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و به ویژه وقایع روز عاشورا نشانه شکست کامل کودتا و کودتاگران است و نه نشانه اقتدار حاکمیت ، و از اینرو تا دیر نشده است باید مسئولین دلسوز نظام به فکر چاره افتاده و با گردن نهادن به قانون اساسی راه آشتی با معترضان را درپیش گیرند و از این همه قانون شکنی و فریبکاری و اقتدارگرایی دست بردارند که هنوز عذر خواهی انها از مردم و تعهد دادن به دست کشیدن از تجاوز کاری وبازگشت به قانون اساسی تنها راه خروج از بحران است.اینک کاملا مشخص شده است به کارگیری ابزار سرکوب در گسترده ترین سطح فقط برای تحریک مردم و عصبانی کردن انها و دمیدن در کوره عصبیت و خشونت و هرج ومرج و به دست آوردن بهانه بیشتر برای سرکوب بیشتر است. جبهه مشارکت از همه میخواهد با آرامش و خویشتن داری مانع تحقق این توطئه شوند و اعلام میدارد جنبش سبز جنبشی مسالمت آمیز ، صلح طلبانه و قانون گرا و عاری از تمسک به هرگونه خشونتی است و بر همین مسیر ادامه راه خواهد داد .

دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸

چرا متحجرین لباس شخصی به جماران تاختند؟

ارسال شده توسط : ali در دسته : اخبار ايران

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در حسینیه جماران به نقل از پارلمان نیوز :

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیر این بود که امسال مراسم شب عاشورا در این حسینیه باشد حسینیه ای که مرکز رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود.انتخاب حسینیه از سوی امام برای هدایت انقلاب و جامعه؛ نشانه پیوستگی انقلاب اسلامی با نهضت امام حسین (ع) است.

عشق به امام حسین عشق به همه زیبایی هاست؛عشق به خدا است که کمال مطلق است.عشق به انسان است که برترین آفریده خداست و عشق به عدالت است که خدا می خواهد اساس زندگی اجتماعی انسان باشد.عشق به آزادی است تجلی گاه وجود بلکه عین وجود آدمی است و عشق به امام حسین راز و رمز ماندگاری ملت بزرگوار ایران است که دل در گرو محبت امام حسین نهاد و راه نا هموار تاریخ خود را با پای ابله و جان خسته طی کرد و دمی چشم از قله بلندی که در پی ان بود برنداشت و میبینید و می بینیم که محرم همیشه در ایران و البته در بسیاری از نقاط جهان چه محشر و قیامتی است.

بگذارید زبان حال دلداگان امام حسین را در غزل بلندی از حافظ بجویم که فرمود:

روشن از پرتوی رویت نظری نیست که نیست /منت خاک درت بر بصری نیست که نیست

ناظر روی تو صاحب نظرانند آری /سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست

اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب /خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست

از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش /غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست

شیر در بادیه عشق تو روباه شود/آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست

آب چشمم که بر او منت خاک در توست/زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست

گفته‌اند که همه روز عاشورا و همه جا کربلاست چرا که نه عاشورا یک روز است در تاریخ و نه کربلا یک سرزمین در جغرافیا؛بلکه کربلا تجلی گاه وجود شگفت انگیز انسان خداجو؛موحد حقیقت طلب و عدالت خواه است و عاشورا نماد حرکت این انسان به سوی مقصدی که خدا معین کرده است و امام حسین (ع) قهرمان بزرگ این صحنه شگفت انگیز است.

از آن جهت که هم اگاهی انسان را به سوی ان مسیر و هدف افزایش می دهد و هم او را برمی انگیزد تا حرکتش شتابان تر شود.

البته در بینش الهی توحیدی و ادیان اسمانی به خصوص اسلام،قهرمان و بازیگر اصلی صحنه تاریخ خود انسان است و پیامبران و مصلحان بزرگ الهی امده اند تا اگاهی این انسان را بالا ببرند و اراده اش را تقویت کنند تا خود راه را با چراغ اگاهی وپای اراده بپیماید و طبعا این انسان هرچه اگاه تر و مصمم تر سیر او به سوی هدف شتابان تر و در نزدیک تر شدن به ان هدف کامرواتر است و امام حسین قهرمان اگاهی بخش و شتاب دهنده این حرکت است.

اما تاریخ بشر کدام سو و هدف دارد؟

انسان دارای تاریخ است و تاریخ اختصاص به انسان دارد و تاریخ بشری دارای سیر و هدفی است صرف نظر از همه نظریه ها و نگاه های فلسفی که کوشیده اند برای تاریخ جهت؛ضابطه و قاعده و قانون بیابند وفارغ از بحث های دراز دامن در این باره؛انچه در اینجا می گوییم این است که تردید نکنیم که تاریخ هرچه باشد هدفش شکوفایی وجود ادمی است و این شکوفایی در گرو ازادی انسان است و گزافه نیست که تاریخ انسان را تاریخ ازادی بدانیم و بنامیم.

در اینجا مجال بحث مبسوط نیست ولی برای نشان دادن این سیر و هدف کافی است که اجمالا به حوادث و وقایعی بنگریم که برای همه ملموس و روشن است.شاخص ترین خصوصیت قرن گذشته مقابله جانانه ملت ها علیه ظلم و بیداد مدرن یعنی استعمار چه بصورت قدیم و چه جدید ان بوده و انسان های مظلوم و استعمار زده به هر حال اراده خود را بر اربابانشان تحمیل کردند.هرچند به علل گوناگون نتوانستند به همه خواست ها و ارمان های خود برسند ولی حرکت به سوی برداشتن بندهای استعمار از دست و پای انسان مظلوم دستاورد کمی نبود.

از سوی دیگر در قرن گذشته شاهد نوعی حرکت فراگیر به خصوص در کشور های محروم تر علیه بدترین شکل حکومت یعنی حکومت استبدادی بودیم و نیز شاهد ظهور و در پی ان سقوط حکومت های توتالیتر و بالاخره مساله ای به نام حقوق بشر حداقل در مقام ادعا مورد توجه ملت ها بوده است و حکومت ها نیز حتی در انجا که به نقض ابتدایی ترین موازین حقوق بشر پرداخته اند در فضای عمومی ناچار شده اند به ظاهر حرمت نهادن به انسان حقوق او را بپذیرند.

اینها همه خود دلیلی است بر اینکه سیر تاریخ به سوی ازادی است و با مقایسه انچه امروز در باب نظام مطلوب و مقبول در جان جهانیان جای گرفته است با انچه دیروز بوده خیلی از مسائل را روشن می کند.

اگر تا دیروز تنها وجه حکوکت رایج در شرق و غرب عالم به نحوی حکومت استبدادی بود در همه جا اکثریت نه تنها محکوم به اطاعت از خواست و اراده حاکمان غیر مسئول بودند بلکه در عمق جان وجدان خود نیز این امر را به عنوان سرنوشت محتوم خود پذیرفته بودند ؛ امروز در جهان کسی نیست که بتواند از نظام های استبدادی و خودکامه دفاع کند و حتی مستبدترین حاکمان نیز تظاهر به مردم داری و دفاع از حق و حرمت مردم می کنند و در همه جا این اصل پذیرفته شده است که برترین و محکم ترین حق در عرصه اجتماعی حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است و به عبارت دیگر مردم سالاری به عنوان کم هزینه ترین و پرفایده ترین سامان حکومت و نظام اجتماعی پذیرفته شده است و میبینیم که افتخار انقلاب اسلامی هم این است که منجر به استقرار جمهوری اسلامی می شود بنابراین در عرصه حیات اجتماعی به روشنی و بی هیچ تردیدی می توانیم ادعاکنیم که سیر تاریخ سیر به سوی ازادی است از این امر نکته ای دیگر که بسیار هم ارزشمند است در می اید و ان اینکه انسان رها شده از قیدهای تحمیلی استعمار و استثمار و استعباد اجتماعی و نیز ازاد از غرائز تلطیف نشده حیوانی چون خشونت و درنده خویی؛جانب حق و عدالت را خواهد گرفت.

یعنی تاریخ بشر علاوه بر اینکه تاریخ ازادی است تاریخ فعلیت یافتن حق و عدالت نیز خواهد بودو این سخن را می توان بیان دیگری از نظریه مهدویت دانست.بر می گردیم به فراز اغاز سخن که هدف تاریخ شکوفایی وجود ادمی است.

یعنی وجود انسان در پرتو ازادی و در بستر حق و در سایه عدالت است که شکوفا می شود.اجازه بدهید از تجربه شخصی که طی این سالها داشته ام در اثبات ادعایم مدد بگیرم.این که در زمان ما نیاز به کوشش و بحث فراوان نیست تا همگان بپذیرند که به جای جنگ و خونریزی و کشتار می توان و باید با یکدیگر گفتگو کرد چندان اسان به دست نیامده است.

گویی تمام تاریخ خونین بشر؛ مقدمه این قضیه به ظاهر ساده بوده است البته می دانیم که رسیدن به یک داوری و پذیرش یک ارزش از سوی همگان با تحقق و فعلیت ان نظر و ارزش فاصله زیادی است و اصلا ارمان ها همان ها هستند که در خارج نیستند و انسان می خواهد به انها برسد و لازم است که علیه موانع آن مبارزه کند و آنها را از سر راه بردارد.

موانعی که گاه بسیارسخت؛متصلب است چنانکه امروز هم در برابر ارمان ازادی و عدالت وجود دارد و طبیعی است که تا وقتی زورمندان کم خرد که چشم بصیرتشان را غرور پر کرده است و دست انصافشان را توهم بسته است و از قدرت فقط تازیانه و شمشیر و بمب را می شناسد و از سیاست جز تزویر وتهدید و تطمیع چیزی را مراد نمی کنند و قدرت و مکنت خود را در گرو تحقیر انسان و محرومیت بخش های مهمی از انها می دانند و با کمال تاسف در اثر پیشرفت دانش و فن این توان را یافته اند که در لحظه ای کوتاه گل و لبخند و امیذ و درخت و اب را با تیغ بلاهت خود از چهره زمین پاک کنند.باید جشن پیروزی کلمه بر تیغ؛انسانیت بر دردمنشی و ازادی بر بردگی و ازادگی بر حقارت را به تاخیر انداخت ولی نمی توان و نباید حرکت خرامان و پرشکوه تاریخ پر درد بشری رابه سوی ازادی و حق و عدالت ندید و سرشار از امید و خشنودی نشد و همین امید و بینش است که ما؛شما و همه انسان ها را علی رغم نامردمی هاوسختی ها و درد و رنج ها امیدوار و با اراده نگاه می دارد.

بعد از این مقدمه می گویم:

اگر نقش قهرمان در عرصه تاریخ غیر قابل انکار است نه در راه بردن تاریخ (که سیر الهی و طبیعی خود را دارد و قهرمان هم در متن این سیر و حرکت است نه بیرون از آن) بلکه در شتابان کردن سیر به سوی هدف والای تاریخ است.

سیری که جان اگاه انسان بستر ان است و اراده مستحکم او محرک ان و قهرمان کسی است که در اگاهی بخشی و تقویت این اراده نقش دارد و اقا ابا عبدالله (ع) از بزرگترین قهرمانان عرصه تاریخ و دارای نقش بی نظیر در این صحنه است.

اما درس هایی که از قیام امام حسین (ع) می گیریم چیست؟

۱-ازادی حقیقی در بندگی خدا است؛خدای حسین خدایی است که گرچه قهار و جبار و قادر است ولی پیش و بیش از آن خدای هدایت و محبت و رحمت است و رحمتش از غضبش پیشی می گیرد و خشم و قدرت و قهاریت او نیز که عین علم و حکمت و عدل او است در برابر ستم و کژی و بی عدالتی و انسان ستیزی است و تنها با پرستش ان خدا است که از یک سو انسان می تواند از بند ویرانگر هوس و حیوانیت و خود برتر بینی رهایی یابد و از سوی دیگر و از پایه این ازادی درونی قدرت و اراده ان را نیز می یابد تا در برابر سلطه هوس قدرت های جبار بایستد و به سوی ازادی اجتماعی حرکت کند.

ازادی و ازادگی امام حسین همان است که در بیان بلند خود اعلام می دارد”ناپاک و ناپاک زاده ای مرا میان شمشیر وخواری مخیر کرده است و هیهات منا الذله”
این ازادگی همان آزادگی ناشی از بندگی خدا و نیز روح ازاده بنده خداست.

۲-حرکت به سوی آزادی از موضع دین کارساز است به خصوص هنگامی که دین پوشش و بهانه ای برای بیداد گری باشد.نوعی تقدس بخشیدن به ظلم و خودسری چنانکه کم و بیش در بسیاری از پدیدآمده است و به تعبیر مرحوم ایت الله نایینی بدترین نوع استبداد؛استبداد به اصطلاح دینی است.

امام میفرماید:انی لم اخرج و لا بطرا و لامفسدا بل خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی امر بالمعروف و انهی عن المنکر و باز می فرماید الاترون ان الحق لا یعمل به و الباطل لا یتناهی عنه ؛نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل باز داشته نمی شود.

دین آمده تا انسان را ازاد کند؛بندها و قیدها و غل ها و زنجیر ها را از پای جان انسان بردارد و شرایط اسیر کننده و ویران کننده را دگرگون کند و انسان را بر سرنوشت خود حاکم گرداند و اگر روزی به نام دین انسان را به بند کشیدند بدانید که هم به انسان و هم به دین جفا شده است و مرام حسین این که باید ایستاد ولواینکه او را خارجی؛خروج کننده علیه امیرالمونین بدانند و هنگامی که بیداد و تبعیض و انسان ستیزی و بی انصافی و بداخلاقی در برابر دادگری و مساوات و حرمت انسان و عدل و انصاف و اخلاق قرار گرفت بی تردید باید جانب دین حق و عدالت را گرفت و این همه را به نام دین انجام داد تا هم خدمتی به انسان باشد و هم خدمتی به دین خدا.

۳-ازادی گرانبها ترین هدیه الهی است و ارزان بدست نمی اید باید برای بدست اوردن ان هزینه کرد و نیز برای نگاه داری ان هزینه بیشتر و هر چه در این راه هزینه کنیم زیاد نیست حتی اگر جان پاکی چون جان امام حسین باشد اینها است درس های قیام حسین و صدها و مورد دیگر که مجال بیان ان نیست.

امام حسین با دل دریا و سینه باز و آرامش جان و همه سرمایه ؛ خود را در راه خدا و برای رهایی انسان داد ولی این دل دریا تحت تاثیر عاطفه والای انسانی متاثر هم می شد از جمله هنگامیکه به بالین برادرش آمد.آن مرد آزاده با آن چهره نورانی و درخشان که او را ماه بنی هاشم می گفتند با آن ادب و فضیلت و اخلاق و شجاعت بدنش را قطعه قطقه بر خاک دید امام بر سر بالین او نشست و گریست و هنگامیکه برخواست با قامت خمیده و دست بر کمر برخاست.

یا وقتی بر سر پیکر در خون غرقه جوان برومندش آمد؛جوانی که او را شبیه ترین انسان به رسول خدا می دانستند،امام نشست و مدت ها سر فرزندش را بر سینه فشرد و صورت بر صورت او گذاشت و هنگامیکه سر برداشت خون سراسر چهره او را پوشیده بود با تاثر فراوان فرمود:” بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیا”.

و یا وقتی فرزند شیر خوارش روی دستش با تیر دشمن گوش تا گوش دریده شد دست خود را از خون او پر کرد و رو به آسمان کرد و فرمود:” این همه بر من آسان می شود چون خداوند همه چیز در محضر توست و تو می بینی”.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بسمه تعالی

«انّا لله و انّا الیه الراجعون»

شنیده شد که آقای سیدعلی موسوی خامنه خواهرزاده جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و چند نفر دیگر در درگیریهای ماه حرام و روز عاشورا به شهادت رسیده است.

اینجانب اوّلاً: این مصیبت وارده را به آقای مهندس میرحسین موسوی مرد مؤمن به خدا و رسول و ائمه اطهار(علیهم السلام) و دلسوز به انقلاب و مظلوم و خانواده های وابسته تسلیت می گویم.

ثانیاً: شناسایی قاتلین و محاکمه آنها را از مسئولین امر خواستارم.

ثالثاً: برای چندمین بار توصیه می کنم که به خواسته های مشروع و منطقی ملت مسلمان و دوستدار اهل بیت(علیهم السلام) توجّه کنند؛ قرآن و سنّت و قانون اساسی را حکم قرار دهند؛ زندانیان را آزاد کنند؛ و از این همه خلاف شرع و خلاف قانون به بهانه حفظ نظام دست بردارند.

رابعاً: از علماء راستین و فقهاء عدول در تمام شهرها می خواهم که قفل سکوت را بشکنند و امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ و از حاکمیّت بخواهند که به قانون اساسی عمل نمایند، تا شاید این انقلاب که ثمره خون هزاران شهید و ایثار هزاران جانباز است از دست متحجّران آزاد گردد.

سیدعلی محمد دستغیب
۷ / ۱۰ / ۸۸

دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸

بیانیه مجمع روحانیون مبارز درپی حوادث عاشورا

ارسال شده توسط : ali در دسته : بیانیه ها

بسم الله الرحمن الرحیم

عاشواری حسینی بزرگترین خاستگاه و الهام بخش انقلاب اسلامی و راهنمای ملت شریف ایران در مسیر عزت و آزادی و سربلندی بوده است. انتخاب حسینیه به عنوان پایگاه رهبری انقلاب و ارشاد جامعه از سوی حضرت امام از این پایگاه، خود نشانه پیوند میان این دو حادثه تاریخ ساز است.

امروز باید خون گریست که در عاشورای حسینی و به دنبال انواع اهانت ها به بیت و میراث امام از سوی مدعیان دروغین طرفداری از انقلاب به حسینیه ای که تداعی کننده یاد و نام امام بوده و هست، جسارت شد و به مجلس آرام بزرگداشت عاشورا با چوب، چماق و زنجیر و با شعارهای اهانت آمیز حمله کردند، زدند و بستند وشکستند و بدین وسیله هم به عاشورا و هم به امام خمینی(س) جسارت را به اوج خود رساندند و مردم بیگناه را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند. شگفتا کسانی که به بهانه جنایت پاره کردن عکس امام هر چه خواستند کردند و گفتند و یاران امام و انقلاب را مورد اهانت و جسارت قرار دادند، اینک متاسفانه به حسینیه ای حمله و اهانت می کنند که بیش از هر چیز و هر جا یاد آور نام و بزرگی حضرت امام است.

چماقداران با شعار حیدر، حیدر به مجالس دیگری در تهران و بعضی شهرها که به بزرگداشت عاشورا بر پا شده بود حمله و جسارت کردند و پاره ای از آنها را تعطیل کردند و در روز عاشورا نیز حوادث تلخی پیش آمد که منجر به کشته و زخمی شدن عده ای از هموطنان در تهران و بعضی از شهرها گردید و یکی از کشته شدگان خواهر زاده نخست وزیر محبوب حضرت امام جناب آقای مهندس موسوی بود.

مجمع روحانیون مبارز ضمن محکوم کردن این رفتارهای ضد اسلامی و ضد قانونی به خانواده های محترم این عزیزان به ویژه جناب آقای مهندس موسوی تسلیت می گوید. ما نیز مانند میلیون ها مسلمان ایرانی این جنایات را ناباوارانه می بینیم و نمی دانیم چرا مسؤولان نظام جمهوری اسلامی اجازه می دهند که این چنین به امام و انقلاب و مردم اهانت شود و بدخواهانی با آزادی و امنیت کامل سبب دور شدن مردم از انقلاب و نظامی گردند که برای پیروزی و استقرار آن هزینه های سنگینی پرداخت شده است. اما این را می دانیم که غیرت خداوند بزرگ به دفاع از بندگان بی دفاع و مظلوم دست این جاهلان فریب خورده و صحنه گردانان پشت پرده را قطع خواهد کرد.

مجمع روحانیون مبارز

جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری دام عزه

با سلام و احترام نهایت تألم و تأثر از فقدان مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت ا… العظمی منتظری از سوی قاطبه مردم فرهنگ دوست و قدرشناس فارس را به استحضار می رسانیم.
گامهای آن مرد بزرگ در راه دفاع از آزادی و معرفی چهره اسلام رحمت و پایمردی در این راه با ایثار آسایش ومقام و منصب، الگویی جاویدان در تاریخ مرجعیت شیعه خواهد بود. چراغی که امروز با سوختن شمع وجود او روشن شد در افق تاریخ باقی می ماند و راه آیندگان را روشن خواهد کرد.
باعرض تسلیت به شما و بیت شریف و مراجع بزرگوار تقلید به ویژه زعیم شیعه در فارس حضرت آیت ا… سید علی محمد دستغیب ، از خدای متعال غفران و رحمت برای آن عزیز از دار فانی رفته و صبر و اجر برای بازماندگان و قدرت ادامه راه ایشان برای همه به ویژه فارسیان را مسئلت داریم.

شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب استان فارس

عده‌ای به کوی دانشگاه حمله کردند و کارهای زشتی انجام دادند و در برخی از بازداشتگاه‌ها اقدامات زشتی انجام شد و بنده می‌خواهم اینجا اعلام کنم که این کارهایی که در بازداشتگاه‌ها وکوی دانشگاه انجام شد، نیز اجزای سناریوی دشمن بود و این کارها توسط وابستگان به جریان براندازی انجام شد و ما امروز شواهد و دلایل و اسناد روشنی داریم
رییس دولت دهم گفت: اصل برخورد جدی باید با سران و عوامل اصلی جریانات اخیر باشد و کسانی که سازماندهی کردند و با فریب‌خوردگان و عناصر دست چندم باید با رافت اسلامی برخورد شود. مبادا عناصر اصلی از مصونیت و امنیت برخوردار باشند و افراد دست چندم و فریب‌خورده مجازات شوند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، محمود احمدی‌نژاد به عنوان سخنران پیش ازخطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران در ادامه سخنان خود با اشاره به حوادث اخیر پس از انتخابات گفت: عده‌ای فریب طراحی‌های دشمن را خوردند و در سناریوی دشمن بازی کردند و در این اتفاقات به عده‌ای از مردم آسیب وارد شد و برخی از مردم کشته شدند و این ناجوانمردانه ترین نحوه برخورد با ملت ایران و انتخابات پاک ملت ایران بود.

وی افزود: معلوم بود و معلوم هم شد که انتخابات سالم‌ترین و پاک‌ترین انتخابات بود و علیرغم همه ادعاهای افراد هیچ سندی مبنی بر اینکه نتایج انتخابات مخدوش است، ارائه نکردند و البته برای ملت ما مشخص بود که این یک بازی است و آنها در طراحی‌های توطئه در کشورهای دیگر نیز از همین بازی استفاده کرده بودند و متهم کردن دولت و نظام به دروغ و تقلب یک ابزار شناخته شده جنگ روانی برای توطئه‌گران است و همه دنیا با این روش آشنا است.

رئیس‌دولت در ادامه اظهار داشت: در انتخابات ایران امکان تقلب آن هم در این وسعت وجود ندارد چرا که انتخابات را مردم اجرا می‌کنند و چند صد هزار معلم، کارمند و کسبه و معتمد محل انتخابات را برگزار می‌کنند و هزاران انسان پاک مانند همین افراد از متن مردم بر انتخابات نظارت می‌کنند و خود مردم در صحنه حاضر هستند و افراد را انتخاب می‌کنند.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه پس از انتخابات حوادث تلخی اتفاق افتاد،‌ گفت: در این حوادث جمعی از مردم آسیب دیدند و حوادث بسیار تلخ بود و عده‌ای به کوی دانشگاه حمله کردند و کارهای زشتی انجام دادند و در برخی از بازداشتگاه‌ها اقدامات زشتی انجام شد و بنده می‌خواهم اینجا اعلام کنم که این کارهایی که در بازداشتگاه‌ها وکوی دانشگاه انجام شد، نیز اجزای سناریوی دشمن بود و این کارها توسط وابستگان به جریان براندازی انجام شد و ما امروز شواهد و دلایل و اسناد روشنی داریم و ساحت نیروهای انقلاب و نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی و اطلاعاتی ما از این گونه اقدامات شرم‌آ‌ور مبرا است.

وی افزود: بسیجی‌های ما در خیابان‌ها فداکارانه کتک خوردند اما مراقب حقوق و اموال عمومی بودند تا مبادا به کسی آسیبی نرسد و آنها کتک خوردند اما صدایشان درنیامد و مطمئن باشید نفوذی‌های جریان برانداز در سناریوی دشمن فساد کردند و این گونه اقدامات را انجام دادند.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه من دو خواسته از مسئولان امنیتی و قضایی کشور دارم گفت: خواسته اول من این است که با کسانی که در لباس دوست دست به این اقدامات غیرانسانی زدند با آنها بدون گذشت و با قاطعیت برخورد شود چرا که این افراد دو خیانت مرتکب شدند اول اینکه به مردم ضربه زدند و دوم چهره پاک نظام جمهوری اسلامی را مشوه کردند.

احمدی‌نژاد با اشاره به خواسته دوم خود در خصوص بازداشت‌شدگان حوادث اخیر گفت: اصل برخورد جدی باید با سران و عوامل اصلی جریانات اخیر باشد و کسانی که سازماندهی کردند و خط دشمن را پیاده کردند باید با آنها برخورد جدی صورت گیرد و البته با این فریب‌خوردگان و عناصر دست چندم باید با رافت اسلامی برخورد شود و مبادا عناصر اصلی از مصونیت و امنیت برخوردار باشند و افراد دست چندم و فریب‌خورده مجازات شوند.

منبع:آینده نیوز

سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای جبهه اصلاحات ضمن تاکید بر حضور قوی‌تر اصلاح‌طلبان در صحنه و ادامه تلاش بیشتر با وجود هزینه‌ها برای «تغییر» کم‌هزینه در کشور، تاکید کرد که انتظار مردم، تشکیل دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده‌ای چون به رگبار بستن مردم و دستگیری‌های غیرقانونی است.

به گزارش نوروز به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با رییس جمهور سابق کشورمان دیدار و گفت و گو کردند.
در این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی ‌ضمن تشکر از حضور و بیان نقطه نظرات اعضای این شورا و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات را ستود.

وی گفت:«:لازم می‌دانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاح‌طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها، باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی‌تر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب.»

وی با بیان اینکه«انقلاب اسلامی‌ایران یکی از مهم‌ترین فرازهای تاریخی ایران زمین است»، اظهار داشت:« این انقلاب مایه افتخار ما ایرانیان است، حرکتی مردمی‌ برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پایبندی به موازین دینی با هدایت رهبری بزرگ.»

خاتمی افزود:« آنچه موجب می‌شود اصلاح‌طلبان قوی‌تر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بی‌اعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیمان‌اند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاب‌اند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی می‌دانند.»

وی یاد آور شد:«جمهوری اسلامی‌ در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادی‌خواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام(ره) مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار در کنار ارزشهای اسلامی ‌به سرعت نگاه‌ها را به خود معطوف ساخت.»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی‌، یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را تهدید می‌کند.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:« امروز باید مصمم‌تر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاح‌طلبی یعنی “تغییر” پای فشاریم. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانونی اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است.»

وی در ادامه اظهار داشت:« مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی مردم و عدالت و کرامت انسان و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟»

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:« تمامی ‌آنچه امروز نظاره‌گر آن هستیم، انگیزه‌ای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواسته‌های به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهت‌گیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموخته‌ایم.»

سید محمد خاتمی تاکید کرد:«امروز هم سخن ما این است که “شائبه بی‌اثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهم‌ترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام به سرعت ترمیم شود.”»

وی ادامه داد:« اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند، بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند، حرکت می‌کند.»

رئیس دولت اصلاحات با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، اظهار داشت:« بی‌اعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیان‌های هنگفتی را متوجه نظام ساخت؛ دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و … وجود داشته و دارد، اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی‌ زیان‌بار وپرهزینه برای نظام بود.»

رئیس بنیاد باران یادآور شد:«از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی ‌در ایران، بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه‌های اجتماعی کشور بوده است.»

خاتمی ادامه داد:« آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده‌اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بی‌اعتنا به رأی مردم و حتی بی‌اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می‌شود؟»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی‌ دستگاه‌ها و تریبونهای در دست حکومت بر علیه چهره‌های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی ‌به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصار طلبانه است.»

وی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه‌های کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریان‌های مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی‌ مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است.»

خاتمی یادآور شد:«حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه، به اتفاق روند بازداشت‌ها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانواده‌ها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال برده‌اند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چاره‌اندیشی باشد.»

رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره‌های خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! این مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روش‌ها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله‌ای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفته‌اند.»

وی ادامه داد:« تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده‌ای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می‌شوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی ‌متهم به خیانت در امانت‌اند. مگر همین‌ها نبودند که با گستاخی تمام مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند.»

خاتمی سپس به برخوردهای دستگاه قضائیه با فعالان سیاسی و مردم بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت:«در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخوردها شدم و اینکه جلو با اهانت‌ها، دستگیری‌ها و نگهداری‌های غیرقانونی متهمان و برگزاری دادگاه‌های ناسازگار با موازین را بگیرند، شدم و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسئولیتشان که به اعتقاد من می‌توانستند بسیار پرشکوه‌تر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند.»

رئیس بنیاد باران افزود:«حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس محترم جدید قوه قضائیه است، جلوگیری از سم‌پاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات است.»

به گفته رئیس‌جمهور سابق کشورمان، نمی‌توان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود.

خاتمی تصریح کرد:«از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاه‌های علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده‌ای است که همگان شاهد آن بوده‌اند از جمله به رگبار بستن مردم در خیابان‌ها، دستگیری‌های خلاف قانون، بازداشتگاه‌های غیر استاندارد، جنایات مسلمی‌که مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمات سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی‌شده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟!»

وی با بیان اینکه «متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد»، افزود:« رسالت اصلاح‌طلبان و تمامی ‌خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینه‌ای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینه‌ای دریغ نخواهیم کرد تا انشاء‌الله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد.»

سید محمد خاتمی تصریح کرد:«به صراحت تأکید می‌کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین بی‌اساس بزرگ‌ترین توطئه علیه انقلاب است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض‌اند.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها سپس گفت:« همواره سخن ما در مجامع بین‌المللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزش‌های انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ‌ایران بود در مقابل سایر جریان‌هایی متحجر، افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود؛ اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشته‌اند؟»

وی تاکید کرد:« ما باید علی‌رغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاح‌طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می‌شود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینه‌ها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم.»

سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«ان‌شاء‌الله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پایبندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند.»

در این دیدار اعضاءشورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم حفظ ارزشها و موازین انقلاب و راه امام (ره) تاکید کردند و تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و مصلحت کشور را لازم دانستند.

آنها همچنین لزوم ارتباط با مراجع عظام، علما و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس و قوه قضاییه را مورد تاکید قرار دادند و از محاکمات فرمایشی که بر خلاف موازین است اظهار نگرانی کردند.

اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید کردند که پیگیری جنایت‌هایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته از جمله فجایعی که در بازداشت‌گاه‌هایی چون کهریزک رخ داده،امری ضروری است و تسامح نسبت به آن به نظام و کشور لطمه‌های جبران ناپذیری وارد می‌آورد.

آنها همچنین اعلام خطر کردند که برخورد با نیروهای متعهد و البته معترض و حذف آنها بخصوص در دانشگاه‌ها می‌تواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانه قرار دهد و پیگیری مطالبات به حق مردم نباید مورد غفلت قرار گیرد.

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸

طلسم آدمک ها را بشکنید

ارسال شده توسط : ali در دسته : انتخابات 88

چقدر مسخره است؟
یک سرزمین آدم
اسیر مشتی آدمک – کوتوله های ابله– !!
این کوتوله ها که با نردبان نیز
به سر آدمها نمی رسند،
چگونه تسخیر کرده اند،
سرزمین دلیران را؟!
آی آدم ها! آی آدم ها!
چه تلخ است سرنوشت آدم ها!
چه رنج آور است
تحقیر شدن
به دست آدمک ها
آدمک ها یی که می خواهند
با تحقیر آدم ها
حقارت خود را پنهان کنند
آی آدم ها!
سحر و شعبده
حقیقت نیست
شما آدمید
آنها آدمک
شما بزرگید
آنها حقیر
چنانکه شما عمری
با بزرگی خود
حقارت آدمک ها رو پوشاندید،
آنها می خواهند با کوچکی خود
بزرگی شما را بپوشانند
نه کوچک، بزرگ را
آدم ها!
طلسم آدمک ها را بشکنید
آدمک هایی که با بلندترین نردبان ها هم
به قد آدم ها نمی رسد!

لحظه ای از مقابل آنها کنار روید
بگذارید حقارت آنها
- چنانکه هست-
نمایان شود
اینچنین
طلسم آنها
شکسته خواهد شد

فاطمه وسمقی
مرداد ۱۳۸۸

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸

سکوت سبز مرا بشنوید تا وقت است

ارسال شده توسط : ali در دسته : انتخابات 88

سکوت سبز مرا بشنوید تا وقت است
رسید واقعه،
کاری کنید تا وقت است
زمان برای تأمل نمانده دیگر،
به شتاب عقربه ها بنگریدتا وقت است
هزار بغض فرو خورده در گلو دارم
جواب من به صداقت دهید، تا وقت است
دروغ¬های شما را شنیده ام بسیار
کلام تازه تری آورید تا وقت است
ز پیش روی من ای قاتلان آزادی!
روید سوی دگر، گم شوید تا وقت است
ز ترس لشگر سبزی که لاله در دست است
روا بود به جهنم روید تا وقت است
مرا ز چنگ و زدندان خود نترسانید
به صلح، رأی مرا پس دهید تا وقت است.

۲۸خرداد ۸۸
صدیقه وسمقی

سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸

سیزده دلیل برای امیدواری

ارسال شده توسط : admin در دسته : انتخابات 88

” تقدیم و به یاد دوست عزیز دربند، محمدرضا جلایی‌پور

که با دلایل خود، جامعه را به حرکت و امید دعوت می‌کرد.”

نویسنده: مهدی معتمدی مهر

فجایع تلخی که از فردای دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران رقم خورد، قاعدتاً باید آدم را از هرگونه دل‌خوشی بر حذر ‌دارد و در چنین فضایی چه بسا سخن گفتن از امید، خوش‌بینی و فقدان واقع بینی نام گیرد. در پاسخ به این پرسش که آیا کودتا پیروز شده است یا خیر؟ به این امر باید توجه داشت که اگرچه ممکن است، دولتی که در تقابل با خواست و رای مردم قرار دارد در مقام حکومت مستقر شده باشد، اما سرزندگی و نشاط جاری حکایت از آن دارد که گویی رنگ سبز جنبش، بر سایه‌ی سیاه ِ شبِ کودتایی چنان سیطره یافته که با اطمینان می‌توان ادعا کرد، تلاش از پی آزادی و دمکراسی، به واقعیت مانا، مستمر و غیرقابل انکار جامعه‌ی امروز ایران بدل شده است. زنده‌یاد مهدی اخوان ثالث در ترسیم فضای پس از مرداد ۱۳۳۲ می‌سراید: ” در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم، خردک شرری هست هنوز؟” و حال آن که صفوف متراکم ملت که این روزها حق و رای خود را نه در محافل چانه‌زنی نخبگان و سیاست‌ورزان حرفه‌ای که در خیابان‌ها سراغ می‌گیرند، نشان از شعله‌های سرکش آتشی جاوید و انگیزه‌ و عزمی راسخ در راستای عدم پذیرش وضع موجود و تغییر آن دارد و مگر می‌توان زنده و پایدار ماند، بی آن‌که رو به سوی فانوس‌های کوچک اما بی‌شماری داشت که از جان‌ و آرمان ملتی خسته از رنج استبداد سوسو می‌گیرند. نگارنده‌ی این سطور به جد باور دارد که به دلایل زیر می‌توان و باید به سیر حوادث جاری امیدوار بود:

۱٫ دمکراسی به مثابه‌ی یک خواست عمومی

یکی از دستاوردهای جنبش اخیر آن است که دمکراسی به خواستی فراگیر در جامعه‌ی ایران چه در صفوف توده‌های مردم و چه در سطوح روشن‌فکران بدل شده است. گروه‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی با حفظ مواضع اصولی و باورهای ایدئولوژیک خویش، اما به دور از یک فضای ذهنی صرف و در یک فرآیند نتیجه‌گرا، حاکمیت قانون، دمکراسی و حقوق و آزادی‌های بنیادین ملت را به عنوان پیش‌نیاز اساسی توسعه‌ و شرط گذار به سوی آینده‌ی روشن مطرح می‌کنند. امروزه دیگر این بحث که ” آزادی و دمکراسی لوکس است و یا آن که عدالت اولویت دارد یا آزادی؟ ” در مجامع عمومی و حتی روشن‌فکری خریداری ندارد و اجماعی همگانی حول این محور ایجاد شده است که توسعه‌ی سیاسی، گام نخست در مسیر هرگونه تحول و پیشرفت در این کشور محسوب می‌شود. امروزه حتی بسیاری از محافظه‌‌کاران معروف نیز به این نتیجه رهنمون شده‌اند که دمکراسی بدیلی ندارد و عدم پذیرش قواعد بازی دمکراتیک نظیر انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، امنیت و یا حفظ حقوق شهروندی، آفتی است که موجودیت و ثبات همه را به مخاطره می‌افکند و حتی در این میان، سابقه‌ی کارگزاری حاکمیت و تقرب به بالاترین مناصب حکومتی نیز نمی‌تواند تضمین و حاشیه‌ی امنی برای کسی فراهم آورد.

۲٫ آرایش جدید نیروهای سیاسی

از جمله تاثیرات مثبت دیگر جنبش سبز ایران مرزبندی‌ها و آرایش نوینی است که نیروهای سیاسی ایران در هر دو طیف اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران برگزیده‌ و رویکرد دیگرگونه‌ای است که بر این اساس در فضای سیاسی ایران پدید آمده است. امروز، حجاریان و تاج‌زاده و میردامادی و نبوی و عطریان‌فر و ابطحی و رمضان‌زاده از احزاب واجد پروانه‌ی رسمی و اصطلاحاً طیف اصلاح‌طلبان درون حاکمیت، در همان زندانی محبوس‌اند که محمد توسلی و عماد بهاور به عنوان اعضای نهضت آزادی ایران و زیدآبادی و کیوان صمیمی و عبدالله مومنی به مثابه‌ی بخشی از اپوزیسیون خارج از حاکمیت در آن به سر می‌‌بردند. فرزند آقای روح‌الامینی به عنوان مشاور ارشد یکی از کاندیداهای محافظه‌کار به همان سرنوشتی گرفتار آمده که ندا آقا سلطان‌ها و سهراب اعرابی‌ها بدان محکوم شدند و این واقعیتی است که مرزبندی‌های کهنه‌ی خودی و غیرخودی را در مرحله‌ی عمل نامعتبر کرده و یادآور این حقیقت و ضرورت است که هم‌سرنوشتی تمامی قربانیان نقض حقوق بشر در ایران، فارغ از گرایشات و تمایزات اعتقادی و سیاسی و حتی پایگاه اجتماعی ایشان، آحاد ملت اعم از زنان، نویسندگان، کارگران، دانشجویان، فعالان سیاسی و حتی روحانیون غیر همسو با تمامیت‌خواهان حاکم را به عمل هماهنگ و اقدام مشترک رهنمون می‌سازد. امروزه دیگر عناوین سابق جناح‌بندی‌ها مانند چپ و راست یا محافظه‌کار و اصول‌گرا و اصلاح‌طلب، مبین وضعیت دقیق آرایش نیروهای سیاسی در ایران نیستند و بلکه عبارات دمکراسی‌خواهان و مخالفان دمکراسی از بار معنایی دقیق‌تر و کارآمدی بیشتری برخوردارند. عملکرد حامیان آقای احمدی‌نژاد و طراحان ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و کسانی که به صراحت از عدم نقش آرای مردم در مشروعیت حکومت سخن گفته و فتوا پراکندند و در مقابل، کسانی که مشروعیت نظام و حکومت را مشروط به خواست ملت اعلام کردند، به نحوی آشکار از تفاوت این دو نگرش پرده برداشت. در این میان کم نبودند کسانی که از اردوگاه اصول‌گرایان به جرگه‌ی حامیان دمکراسی و حقوق ملت پیوستند و حتی مجتهدینی که به صراحت ابراز داشتند، حکومت برآمده از تقلب با تنفیذ ولی فقیه نیز مشروعیت نمی‌گیرد.

۳٫ بسط ظرفیت‌های قانونی

از جمله نتایج مثبتی که در این چند روزه فراهم آمد آن است که اصلاح‌طلبان به درستی دریافتند که در حوزه‌ی فعالیت‌های قانونی، باید به تمام ظرفیت‌های قانون اساسی ایران پای‌بندی و توجه نشان داد و این امری بود که به ویژه احزابی مانند جبهه‌ی مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران، مجمع روحانیون مبارز و حتی اعتماد ملی تا این اواخر نسبت به آن کم‌تر عنایت نشان داده بودند. اصلاح‌طلبان تا پیش از انتخابات اخیر، در برابر سوال اساسی چه باید کرد؟ تنها به پاسخ حداقلیِ ” مشارکت گسترده در انتخابات ” بسنده می‌کردند اما سیر حوادث و وقایع به وضوح آشکار ساخت که صرف دعوت برای شرکت در پای صندوق‌های رای، نمی‌تواند نسخه‌ی مطمئنی برای حل معضلات ملی به شمار رود و صیانت از آرا به سازوکار دقیق‌تری نیاز دارد. دعوت به اجتماعات عمومی، ابطال انتخابات، شکایت از مجریان و ناظران انتخابات در مراجع قضایی داخلی و بین‌المللی، ضرورت نظارت قانونی بر عملکرد نهادهای منصوب رهبری مانند شورای نگهبان و صدا و سیما و نهایتا درخواست نظارت بین‌المللی برای حفظ سلامت انتخابات از جمله ظرفیت‌های قانونی هستند که تنها در وقایع اخیر مورد توجه عام فعالان سیاسی قرار گرفته‌اند. زمانی که کاندیداها با ادعای انجام تقلب خواهان ابطال انتخابات هستند، بدیهی است که برای برگزاری مجدد انتخابات به هیچ وجه وزارت کشور و شورای نگهبان را صالح و مورد اعتماد ندانسته و جویای سازوکاری دیگر خواهند بود.

۴٫ تاکید بر آرمان‌های انقلاب و اصول قانون اساسی

امروزه به یمن تصمیم‌سازی‌ها و تشنج‌آفرینی‌های کاندیدای پیروز اعلام شده‌ی انتخابات ریاست جمهوری، حتی مقامات راست‌گرا و محافظه‌کاری مانند آقای علی لاریجانی نیز بازگشت به آرمان‌های انقلاب و اصول قانون اساسی، یعنی آزادی، استقلال و حاکمیت قانون را یگانه راه حل خروج از بحران قلمداد می‌کنند. آقای هاشمی رفسنجانی به صراحت و برای نخستین بار اعلام می‌کند که نگران جمهوریت نظام است و از سوی دیگر نیز برداشت حاکم از وجه اسلامیت را مغایر با آموزه‌های دینی، سیره‌ی پیامبر (ص) و علی (ع) و حتی مخالف با عملکرد و باورهای رهبر فقید انقلاب بر می‌شمارد.

۵٫ جنبشی فاقد خشونت

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد جنبش سبز ایران که در وقایع پس از انتخابات نیز جاری بود، عدم بروز خشونت‌گرایی از سوی مردم اعم از حامیان اصلاح‌طلبان و یا مخالفان ایشان بود. فضای داغ مباحثات انتخاباتی که از مناظره‌های تلویزیونی سرچشمه می‌گرفت و در ستادهای کاندیداها ادامه می‌یافت، نشان از این واقعیت منحصر به فرد داشت که به رغم دو قطبی شدن فضا، از شروع تبلیغات تا برگزاری انتخابات، هیچ درگیری حاد خشونت‌آمیزی میان طرفداران کاندیداها گزارش نشد. در فضای اعتراضات و تجمعاتی که از فردای انتخابات به وجود آمد نیز، به رغم حضور چندین میلیونی طرفداران اصلاح‌طلبان باز هم خشونتی از سوی این طیف پدید نیامده و گزارش نشد. عملکرد نیروهای انتظامی و نظامی شناسنامه‌دار با سوابق روشن نیز حکایت از آن داشت که حتی اینان نیز تمایلی به درگیری و اعمال خشونت نداشته‌اند. به زعم نویسنده و بنا بر مشاهدات عینی، حساب نیروهای شبه‌نظامی و لباس شخصی که به مردم حمله می‌کردند را حتی باید از رای‌دهندگان به کاندیدای منتخب وزارت کشور جدا کرد. بدیهی است که طیف اصلی کسانی که به آقای احمدی‌نژاد رای دادند نیز هرگز حاضر به اعمال خشونت علیه آحاد ملت نبوده و در این خصوص نقش و موافقتی نداشته‌اند. امروزه شناخت عاملان و آمران کشتار و ضرب و شتم مردم کار دشواری نیست و به سهولت می‌توان پایگاه خشونت‌ورزان را شناسایی کرد.

۶٫ برخورداری از حمایت جهانی

به رغم دوران جنگ سرد، امروزه گسترش حاکمیت‌های دمکراتیک در جهان سوم، هیچ تعارضی با منافع کشورهای توسعه‌یافته ندارد و حتی با توجه به تاثیراتی که تعمیق دمکراسی در منطقه می‌تواند ایجاد کند و مهم‌ترین آن، ثبات سیاسی و اقتصادی است، شاهد آن هستیم که جنبش سبز دمکراسی‌خواهی ایران از حمایت بی‌نظیری در سطح مجامع دولتی و نهادهای بین المللی برخوردار است. البته در این میان باید حساب اسراییل و لابی صهیونیسم را از بقیه جدا کرد. به عبارت دیگر به جز اسراییل که آشکارا تعارض و عدم هماهنگی خود را با جنبش ملی ایران نشان می‌دهد، این جنبش مورد حمایت عموم جنبش‌های آزادی‌خواه و دمکراتیک جهان و همچنین شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی معتبر بین‌المللی قرار دارد. حمایت روشن‌فکران و شخصیت‌هایی مانند چامسکی، امبرتو اکو، دبیرکل سازمان ملل متحد، کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر، رییس سازمان عفو بین‌الملل و بسیاری افراد دیگر، گواه صحت این ادعا می‌تواند محسوب شود.

۷٫ پذیرش عام شیوه‌ی اصلاح‌طلبی

از جمله دستاوردهای دیگر این جنبش، ایجاد وحدت اکثریت ملت و روشن‌فکران ایران در سراسر جهان حول شیوه‌ی مبارزه‌ی اصلاح‌طلبانه با دو شاخصه‌ی حرکت علنی و در چارچوب قانون اساسی بود. بر اساس اجماعی عملی که اقتضای ذات جنبش سبز ایران بود، نیروهای سیاسی و اجتماعی این جنبش که بی هیچ اغراقی می‌توان ادعا کرد آحاد میلیونی ملت ایران را در بر می‌گیرد، به دور از فضاهای ذهنی و ایدئولوژیک صرف و البته با حفظ مواضع اصولی خویش، با شرکت گسترده در انتخابات و سپس مشارکت فعالانه در اعتراضات و تجمعات خیابانی و حول کاندیدایی که چه بسا بر اساس پیش‌داوری‌ها و ذهنیت‌های قبلی باید از او اعراض می‌جستند و در چارچوب قانونی اساسی‌ای که خالی از اشکالات اساسی نبود، در عمل به جنبشی پیوستند که هدفش نه تغییر ساختار نظام سیاسی که حفظ نظام و اصلاح ساختار حقیقی قدرت بود و از این رو، راهبردی را برگزیدند که اصلاح‌طلبی را موثرترین و کم‌هزینه‌ترین شیوه‌ی مبارزه در راستای تقویت فرآیند دمکراسی ارزیابی می‌کرد. نکته‌ی جالب آن که حتی بسیاری از شخصیت‌ها و گروه‌های سیاسی که طی سی سال گذشته عنوان می‌کردند، جمهوری اسلامی ایران قابل اصلاح نیست و خود را در فضایی ساختارشکن تعریف می‌کردند، امروز دوشادوش مردم ایران دیده می‌شوند.

۸٫ پذیرش هزینه‌های مبارزه‌ی سیاسی از سوی مردم

در آسیب‌شناسی احزاب ایران بارها گفته شده که یکی از مشکلات گروه‌های سیاسی، عدم اقبال مردم محسوب می‌شود. به همین جهت به جز یکی دو استثنا مانند حزب توده‌ی ایران و سازمان مجاهدین خلق، مابقی احزاب سیاسی ایران هرگز از تعداد انبوه اعضا و یارگیری گسترده برخوردار نبوده‌اند و همین امر از یک سو، هزینه‌ی فعالان سیاسی را افزایش داده و از سوی دیگر حاکمیت را به اتخاذ شیوه‌های کم‌هزینه‌ی سرکوب‌گری و حتی حذف فیزیکی مخالفان سوق داده است. این واقعیت متاسفانه در تاریخ معاصر ایران مهم‌ترین دکترین امنیتی حکومت‌های غیر مردمی محسوب می‌شده که عیان‌ترین مصداق آن در پروژه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای به چشم خورد. در حالی که تا چند ماه پیش، تعداد بسیاری حاضر به پذیرش هزینه‌های فعالیت سیاسی نبودند و پرامضاترین نامه‌ها و بیانیه‌های سیاسی با حداکثر هزار امضا منتشر می‌شد، امروز خوشبختانه مردم در وسیع‌ترین سطح ممکن به جنبش پیوسته و سنگین‌ترین هزینه‌ها را از زندان و شکنجه گرفته تا شهادت، پذیرفته‌اند. بدیهی است که این جو در چگونگی تداوم و کیفیت مبارزات سیاسی آینده و همچنین نحوه‌ی برخورد حاکمیت تاثیرگذار خواهد بود.

۹٫ رهبری جنبش

در طول صد و بیست سال گذشته یعنی از زمان شکل‌گیری نهضت تنباکو و از وقتی که مبارزات استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه‌ی ملت ایران به منظور دستیابی به حاکمیت ملت و حکومت قانون با رویکردی مدرن تحت عنوان نهضت قانون اساسی ( مشروطه‌خواهی- CONSTITUTION ) آغاز شد، این نخستین بار است که جنبشی شکل گرفته و روشن‌فکران و حتی روحانیون از شان و حقوق ویژه‌ای برخوردار نبوده و جایگاهی والاتر از صفوف مردم را برنگزیده‌اند. ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی و باقی قهرمانان جنبش سبز ایران از خود مردم هستند و حتی افرادی مانند آقایان کروبی و خاتمی و مجتهدین و مراجعی مانند آیات عظام منتظری، صانعی، بیات زنجانی، موسوی اردبیلی، علی محمد دستغیب و بسیاری دیگر در کنار مردم و دوشادوش مردم مبارزه می‌کنند و رهبری جنبش از آنِ کسی جز آحاد ملت نیست و این واقعیتی ارزش‌مند است که از یک سو نشان از بلوغ سیاسی ملی ایرانیان دارد و از سوی دیگر، سرآغاز و نشانه‌ای جدی از پیروزی نهایی دمکراسی بر استبداد قلمداد می‌شود. نکته‌ی حایز اهمیت در این خصوص آن است که به رغم این ویژگی، هرگز نمی‌توان وجوه پوپولیستی برای جنبش سبز ایران قایل بود.

۱۰٫ استبدادستیزی و دمکراسی‌خواهی

شاید برای نخستین بار در تاریخ صد ساله‌ی ایران باشد که مردم و نیروهای سیاسی در مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی خود، ضرورت طرح توامان استبدادستیزی و دمکراسی‌خواهی را درک کرده‌اند. بررسی انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نشان می‌دهد که اگرچه به عنوان یک شعار و آرمان ملی، دمکراسی‌خواهی همواره در کنار شعارهای استبدادستیزانه مانند “مرگ بر شاه و مرگ بر دیکتاتور” مطرح بوده است اما کم‌تر به زیرساخت‌های استقرار دمکراسی مانند انتخابات آزاد، سالم و عادلانه توجه شده است. در خرداد ۱۳۷۶ نیز این امر مغفول ماند. شاید دکتر مصدق و نهضت ملی/ اسلامی ایران تنها جریانی باشد که به اهمیت این امر عظیم توجه خاص نشان داد. پس از وقایع ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و حضور میلیونی مردم در اعتراض به نتایج اعلام شده، آن‌چه بسیار پراهمیت می‌نماید و نه تنها مردم که حتی کاندیداهای اصلاح‌طلب نیز به آن توجه نشان داده‌اند، این است که افزون بر ابطال و تجدید انتخابات و در واقع افزون بر عدم پذیرش نتیجه‌ی اعلام شده، کل وضع موجود و تغییر تمامت ساختار حقیقی و حقوقی قدرت که منجر به چنبن وقایع و نقض آزادی‌های بنیادین ملت می‌شود، مورد خواست عمومی قرار گرفته است. کاندیداها هم صادقانه نشان دادند که برای صندلی دولت چانه نمی‌زنند و دنبال تغییری اساسی‌تر و مصلحتی والاتر هستند.

۱۱٫ شفافیت مواضع

یکی دیگر از ویژگی‌های جنبش سبز ایران، شفافیتی است که در مواضع هر دو طرف دیده می‌شود. طرفداران آقای احمدی‌نژاد هراسی ندارند که علناً انزجار خود را از دمکراسی اعلام کنند و ” عبارت میزان رای ملت است ” را مورد شدیدترین چالش‌ها و منازعات قرار دهند. تئورسین‌های فقهی این جریان، بی‌پرده از عدم تاثیر رای مردم بر مشروعیت حکومت سخن می‌گویند و آشکارا فتوا می‌دهند که برای حفظ اسلام و مصلحت نظام، به هر روشی می‌توان تمسک جست و آقای احمدی‌نژاد ابایی ندارد که میلیون‌ها شهروند این کشور را “خس و خاشاک” و شورشی بنامد و تهدید کند که پس از مراسم تحلیف، یقه‌ی مخالفان را گرفته و سرشان را به سقف خواهد کوبید. بدین ترتیب، موانع ذهنی و عملی پیش روی جنبش دمکراسی‌خواهی ایران با شفافیت هرچه بیشتر اعلام موجودیت کرده است. از سوی دیگر مواضعی که برخی مراجع عظام و معدودی از مقامات رده‌ بالای نظام و به‌ویژه کاندیداهای اصلاح‌طلب مطرح می‌کنند، نظیر آن که به صراحت از اعتراضات مردمی حمایت کرده و رفتار تمامیت‌خواهان را به ساختارشکنی و براندازی نظام تعبیر می‌کنند و یا اصراری که کاندیداهای غیرپیروز اعلام شده در تداوم جنبش اخیر دارند و سخنان بی‌پرده‌ای مانند: “نظام برنگردد، مردم آن را بر می‌گردانند” و تصریح به این نکته که اصلاح‌طلبی تنها شیوه‌ی مبارزه نیست و در صورتی که نتیجه‌بخش نباشد، مردم به شیوه‌های دیگر خواهند اندیشید و حتی اشاره‌ی صریح آقای عبدالله نوری به این واقعیت که تا اواسط دهه‌ی پنجاه هم کسی فکر نمی‌کرد که شاه سقوط کند، می‌تواند نشان از شفافیت مواضع و ادبیاتی داشته باشد که در صحنه‌ی سیاست‌ورزی ۳۰ سال گذشته کم نظیر محسوب می‌شود.

۱۲٫ بحران اقتصادی

مهم‌ترین عاملی که می‌تواند در این میانه مورد ارزیابی قرار گیرد، آن است که دیگر، چشم‌انداز درخشانی از درآمدهای سرشار برای رییس دولت آتی متصور نیست و همین واقعیت می‌تواند حقیقت دولت پیش ِ رو و ماهیت وعده‌های آقای احمدی‌نژاد را بیش از پیش برای مردم روشن سازد. توقیف محموله‌ی قاچاق طلای بیست تنی در ترکیه که شایعات دوران پیش از انتخابات مبنی بر تمایل دولت نهم به دستیابی به طلاهای بانک مرکزی را تقویت می‌کند، نشان از نیاز شدید دولت به درآمدها و منابع مالی بی‌پایان دارد تا بتواند به مدد تداوم سیاست گداپروری و بخشش‌های فاقد مجوز قانونی، بحران مشروعیت خویش را کاهش و در حدودی مهار کند. اما به نظر می‌رسد که بحران اقتصادی ایران که بیش از آن که تحت تاثیر اقتصاد جهانی باشد، ناشی از بی‌خردی مسوولان و فقدان مدیریت علمی است، امکان برخورداری مسوولان دولت دهم از چنین پشتوانه‌ای را غیرممکن و با دشواری روبرو ساخته است. به عنوان مثال، گروه صنعتی عظیمی مانند ایران خودرو که محصولات خود را به دو برابر قیمت جهانی به فروش می‌رساند و همواره از بالا بودن سطح تقاضا نسبت به عرضه برخوردار بوده است، اینک در معرض ورشکستگی قرار گرفته است و پیامدهایی که رکود صنعتی و اقتصادی در ایران ایجاد می‌کند از یک سو، حکایت از تضعیف توان دولت در خرید حامیان وابسته به منافع مالی و مادی دارد و از سوی دیگر، نشان‌گر اوج‌گیری اعتراضات بدنه‌ی اجتماع و پیوستن فراگیر محرومان جامعه به جنبش سبز ایران می‌باشد.

۱۳٫ انسداد مطلق ِ مطلق‌نگری

انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی به رغم مشکلات سابق ایشان با مراجع تقلید و اصرار رییس دولت نهم در تحمیل نامبرده به حاکمیت و حتی بی‌توجهی به نامه‌ و اعتراض مقام رهبری و در نهایت نیز سپردن پست رییس دفتری که اگرچه از عنوان معاونت برخوردار نیست اما به جهت حساسیت، از موقعیتی ویژه‌تر از آن برخوردار است، بی‌تردید نمی‌تواند از سر ناآگاهی و یا خودسری و لجاجت صرف صورت پذیرفته باشد و بلکه نشان از شروع فازی نوین از تحرکات آقای احمدی‌نژاد و تمایل ایشان در به دست‌گیری مطلق عنان امور دارد. صحت این فرضیه آن‌گاه بیشتر اثبات می‌شود که در یک اقدام غیرمترقبه وزیر اطلاعات که تنها وزیری است که قانوناً با نظر و تایید رهبری برای تصدی این شغل باید همراه باشد و به رغم خدماتی که آقای اژه‌ای به دولت نهم ارایه داده است، به نحوی تحقیرآمیز از کابینه‌ای که تنها هشت روز از عمر آن باقی است، اخراج می‌شود و آقای احمدی‌نژاد بدین وسیله ابایی ندارد از آن که نشان دهد خواستار آن است که سکان دستگاه امنیتی را شخصا به عهده گیرد و در این راستا حتی منویات رهبری را نیز نادیده می‌انگارد. صرف‌نظر از آن که چرا احمدی‌نژاد حاضر است برای فردی مانند مشایی که شهرتش از باب طرح دوستی با ملت اسراییل فراهم آمده است تا این حد هزینه دهد، به این نکته باید توجه داشت که دایره‌ی کسانی که حاضرند با ایشان همکاری کنند تا چه حد محدود و کیفیت این همکاران تا چه پایه تنزل یافته است. از سوی دیگر باید عنایت داشت که رییس دولت نهم در چهار سال گذشته، افزون بر عرصه‌ی سیاست و امنیت به نحوی بسیار آشکار در حوزه‌ی اقتصادی نیز به ایجاد یک بخش اقتصادی خاص کمر همت بسته است و همین تکروی‌ها منجر به رویگردانی بسیاری از متحدان سابق ایشان شده است. تعویض‌های مکرر رییس بانک مرکزی، وزارت‌خانه‌های اقتصادی و حتی عدم تحمل شخصیت‌هایی مانند پورمحمدی، اژه‌ای و صفار هرندی می‌تواند قرینه‌ای متقن جهت اثبات این ادعا تلقی شود که آقای احمدی‌نژاد، از هیچ منطق و عرفی تبعیت نمی‌کند و حتی ملاحظه‌ی بالاترین مقام کشور را نیز ضروری نمی‌داند. به‌کارگیری عبارت خس و خاشاک و دستور کشتار معترضان به انتخابات دهم می‌تواند موید این روحیه و مشی باشد، اما پرسش اساسی آن است که چنین فردی تا چه حد می‌تواند دیگران و ساختار حقیقی قدرت را نفی کند و اراده‌گرایانه رو به سوی تغییراتی داشته باشد که با منافع ملی و واقعیات ساختار سی‌ساله‌ی حاکمیت در تعارض است؟ به نظر می‌رسد که آقای مشایی، چشم اسفندیارِ دولت دهم و نماد مدیریت احمدی‌نژادی محسوب می‌شود.

این سیزده دلیل که نشان از آن دارد وقتی پای حقوق و حاکمیت ملت در میان باشد، حتی عدد سیزده نحس نیست و صد و سی دلیل و هزار و سیصد دلیل دیگر، همه و همه حکایت از چشم‌انداز روشنی دارد که پیش روی جنبش سبز ایران قابل مشاهده است. امروز برای نخستین بار است که دمکراسی به مثابه‌ی خواستی فراگیر در جامعه‌ی ایران مطرح شده و حتی مخالفان دمکراسی نیز متقاعد به پذیرش ضرورت آن شده‌اند و از سوی دیگر، دولت تمامیت‌خواه نیز به جهت محدودیت‌های مادی و فقدان حمایت و حتی محکومیت داخلی و جهانی، نهایتاً، گزیری از تجدیدنظر بنیادین در روش‌ها و مواضع خویش نخواهد داشت و البته به همین میزان، دلایل و نگرانی‌هایی وجود دارند که چنان‌چه راهبران و منادیان جنبش اصلاحی ایران به آن عنایت نداشته باشند، ممکن است آینده‌ای تلخ و یاس‌آور را رقم بزند. نباید از نظر دور داشت که آینده‌ی روشن و توسعه‌ی پایدار همه‌جانبه جز با دستیابی به شیوه‌های درست مبارزه و تشبث به روش‌ها و سازوکارهایی که اعتماد و امیدواری عمومی را تداوم بخشد و وحدت تمامی نیروهای سیاسی ایران پیرامون حاکمیت قانون، دمکراسی و حقوق بشر میسر نخواهد آمد. امید است که در پرتو این وحدت آگاهانه‌، برای جنبشی که از مشروطیت آغاز شد و در نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی و خرداد ۱۳۷۶ تداوم یافت، این‌بار فرجامی خوش و پایدار پدید آید .

جمعی از فعالان اجتماعی و مدنی استان فارس در بیانیه‌ای نسبت به وضع موجود اعلام نارضایتی کرده‌اند و بیان کرده‌اند که ذره‌ای عقب‌نشینی نخواهند کرد. متن این بیانیه در پی آمده است:
هم‌وطنان گرامی!

ایرانیانِ میراث‌دار فرهنگی غنی از بن اعصار و ادوار بلند!

در کشوری که داعیه‌ی پیشرفت و مشارکت در مدیریت جهانی دارد، نمی‌دانستیم تلاش برای گسترش مدنیت، بالا بردن آگاهی جمعی، اعاده و ریشه‌دار کردن حقوق برابر و بسیاری از مواردی که علت و ضامن پیشرفت، مدنیت و تحقق عدالت است، جرم محسوب می‌شود و فعالان در این زمینه‌ها یا باید اعلام ندامت کنند و دست از تلاش بکشند یا مجرم شناخته شوند.

در کشوری که تاریخ صد ساله‌ی آزادی‌خواهی دارد، نه می‌دانستیم و نه فکرش را می‌کردیم، که ممکن است در آستانه‌ی صد و سومین سالگرد جنبش ملی، آزادی‌خواهانه و حق‌طلبانه‌ی مشروطه‌، آن نقطه‌ی عطف تاریخ انقلابی کشور ما، عده‌ای می‌توانند آن‌چه را قرنی و قرن‌ها در این سرزمینی ارزش بوده، ضدارزش بخوانند، از نیکی به بدی یاد کنند و آزادی را پای میز محاکمه بکشند.

آری، نمی‌دانستیم و فکر نمی‌کردیم تلاش برای پیشرفت و آبرومندتر کردن ملت و کشور خطا محسوب می‌شود و مستحق کیفر دانسته. با این همه و به تأکید، پس از این هم چنین فکری نخواهیم کرد.

عدالت عمومی، برابری حقوق انسانی، حق آگاهی و دسترسی آزاد به اخبار و اطلاعات، حق تعیین سرنوشت و حق زندگی حقوقی اجاره‌ای نیستند که بشود به هر بهانه‌ای از ملتی پس گرفت. این‌ها حقوق انسانی هستند و تا انسان و انسانیت زنده است نه می‌شود و نه به صلاح است از پا نشستن و کوتاه آمدن در راه مطالبه و اعاده‌ی این حقوق. کوتاه آمدن در این مورد به معنی افتادن در سراشیب سقوط، بازگشت به تحجر و دوری از پیشرفت است. این کوتاهی به معنای از دست گذاشتن انسانیت و عدالت است که نه با پیشرفت جور در می‌آید نه با ادعاهای ما و نه با ادعاهای قدرت‌مداران و سیاست‌مداران.

به همین دلیل است که ما، کنشگران و فعالان اجتماعی‌ای که در قالب نهادهای مدنی غیردولتی دغدغه‌هایمان را پی گرفته‌ایم، با وجود همه‌ی سختی‌ها و فشارهای اعمال‌شده در چند سال گذشته و آن‌چه در کیفرخواست دادگاه تازه برپا شده آمده، چنین اتهاماتی را ندیده می‌گیریم و وارد نمی‌دانیم. ما نه برای خوشایند دیگران نه به طمع قدرت یا هرگونه پاداشی، که به خاطر زندگی تمامی‌مان و به خاطر سربلندی کشورمان و شراکت در ساختن جهانی بهتر، جهانی بدون جنگ، تبعیض، خشونت و نادانی، قدم در این راه گذاشتیم. می‌دانستیم راهی پر فراز و نشیب پیش رو داریم و می‌دانستیم در این راه بنیادگرایان و مرتجعانی که حقوق به ناحق فراچنگ آورده‌ی خود را در خطر می‌بینند، ما را آماج ملامت و تهمت‌های خود می‌کنند. با این حال، حتی یک لحظه در حقانیت راهی که در پیش گرفتیم شک نکردیم، چراکه در حقانیت انسان بودن نمی‌شود شک کرد. عدالت و آزادی و برابری مفاهیمی نیستند که هر دم هر کسی بتواند معانی‌شان را به نفع خود و برای حفظ قدرت خود تفسیر کند. از این روست که عقب نمی‌نشینیم. ما به درستی و پالودگی راه خود ایمان داریم و به کسانی هم که امروز ما را متهم و وطن‌فروش می‌دانند، توصیه می‌کنیم اگر می‌خواهند در صف مرتجعان و و خائنان به ملت و کشور قرار نگیرند، انگشت اتهام به دندان بگزند و منافع ملت را قربانی منفعت‌طلبی‌های فردی و جناحی نکنند.

جمعی از فعالان اجتماعی و کنشگران مدنی فارس

نیمه‌ی مرداد ۱۳۸۸

جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸

تجمع اعتراض‌آمیز در حرم شاه‌چراغ (ع)

ارسال شده توسط : admin در دسته : انتخابات 88

پنجشنبه عصر ساعت ۱۷ در صحن حرم شاه‌چراغ، تجمعی اعتراض‌امیز برگزار شد. این تجمع به دعوت ائتلاف اصلاح‌طلبان فارس برگزار شد که در آن حدود ۱۰۰۰۰ نفر شرکت کردند.

شایان ذکر است که در این مراسم سه تن از فعالان سیاسی استان فارس بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شدند که با پی‌گیری فعالین سیاسی با قرار کفالت آزاد شدند.

RSS

عضويت در تارنماي اصلاح‌طلبان

با عضويت در خبرنامه‌ي تارنماي اصلاح‌طلبان مي‌توانيد از آخرين اخبار سياسي كشور با خبر شويد

سياست‌هاي اين سايت به گونه‌اي هست كه تضمين‌كننده‌ي عدم ارسال هرزنامه (اسپم) از سوي اين تارنما هست.

G-Lock opt-in manager for bulk email software.


  • کاوه: be zoodi rooie in shere ziba ahangi ziba savar khaham kard sedigheie aziz.
  • اصلاحات ایران via: روز 22 بهمن همه با هم در خیابانها می آییم تا با کودتاگران تسویه حساب کنیم
  • irani: بخشی از مناجات دکتر علی شریعتی خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بربی‌ثم

RSS گزيده‌ي اخبار – روايت نخست